موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٦ - فصل در بيان نكته شدّت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤمنين
پس، نتيجه امتحان مطلقاً- كه اين دو كه ذكر شد از بزرگترين آنها است- امتياز سعيد و شقى است. در اين امتحان و اختبار نيز حجت خدا بر خلق تمام شود و هلاكت و شقاوت و سعادت و حيات هر كسى از روى حجت و بيّنه واقع گردد و راه اعتراض باقى نماند. هر كس تحصيل سعادت و حيات جاويدان نمايد، به هدايت و توفيق حق است؛ زيرا كه تمام اسباب تحصيل را مرحمت فرموده. و هر كس تحصيل شقاوت نمايد و رو به هلاكت رود و تبعيت نفس و شيطان كند، با فراهم بودن جميع طرق هدايت و اسباب كسب سعادت، خود به اختيار خود به هلاكت و شقاوت فرو رفته و حجت بالغه حق بر او تمام است: لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ [١].
فصل در بيان نكته شدّت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤمنين
بدانكه پيش از اين مذكور شد [٢] كه هر عملى كه از انسان صادر مىشود، بلكه هر چه در ملك بدن واقع شود و متعلقِ ادراك نفس شود، از آن يك نحو اثرى در نفس واقع شود؛ چه اعمال حسنه باشد يا سيّئه؛ كه از اثر حاصل از آنها در لسان اخبار به «نكته بيضاء» و «نكته سوداء» تعبير شده [٣]؛ و چه از سنخ لذايذ باشد يا سنخ آلام باشد. مثلًا از هر لذتى كه از مطعومات يا مشروبات يا منكوحات و جز آنها انسان مىبرد، در نفسْ اثرى از آن واقع مىشود و ايجاد علاقه و محبتى در باطن روح نسبت به آن مىشود و
[١] البقرة (٢): ٢٨٦.
[٢] ر. ك: صفحه ١٣٩ و ١٧٨.
[٣] زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ [قَالَ:] «مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَفِي قَلْبِهِ نُكْتَةٌ بَيْضَاءُ فَإِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً، خَرَجَ فِي النُكْتَةِنُكْتَةٌ سَوْدَاءُ؛ فَإِنْ تَابَ، ذَهَبَ ذَلِكَ السَّوَادُ. وَإِنْ تَمَادَى فِي الذُّنُوبِ، زَادَ ذَلِكَ السَّوَادُ حَتَّى يُغَطِّي الْبَيَاضَ؛ فَإِذَا تَغَطَّى الْبَيَاضُ، لَمْ يَرْجِعْ صَاحِبُهُ إِلَى خَيْرٍ أَبَداً ...»؛ زراره از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هيچ بندهاى نيست مگر در دل او نقطه سفيدى است؛ و چون گناهى انجام دهد، نقطه سياهى در آن پيدا شود؛ سپس اگر توبه كند، آن سياهى از بين مىرود؛ و اگر به گناه ادامه دهد بر آن سياهى افزوده شود چندانكه سفيدى را بپوشاند؛ و چون سفيدى پوشيده شد، صاحب آن هرگز به نيكى و خوبى باز نمىگردد ...». (الكافي، ج ٢، ص ٢٧٣، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الذنوب»، حديث ٢٠)