موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٧ - فصل نقد كلام غزالى و صدر المتألّهين
شايد روزنهاى به آن باز شود و نور آن تو را هدايت كند.
در هر صورت، اى عزيز، تو در تمام عوالم برزخ و قبر و قيامت و درجات آن محتاجى به معارف حقه الهيه و علوم حقيقيه و اخلاق حسنه و اعمال صالحه. در هر درجه كه هستى بكوش و اخلاص خود را زيادت كن و اوهام نفس و وساوس شيطان را از دل بيرون نما، البته نتيجه برايت حاصل مىشود و راهى به حقيقت پيدا مىكنى و طريق هدايت براى تو باز مىشود و خداوند- تبارك و تعالى- از تو دستگيرى مىفرمايد.
خدا مىداند كه اگر با اين علوم ضايعه باطله و اين اوهام فاسده و كدورات قلبيه و اخلاق ذميمه منتقل به آن عالم شويم چه ابتلا و مصيباتى در دنبال داريم و چه عقبات و دركاتى در پى داريم و اين علوم و اخلاق براى ما چه ظلمتها و وحشتها و آتشها فراهم مىنمايد.
فصل نقد كلام غزالى و صدر المتألّهين
] جناب محقق فلاسفه، صدرالحكماء و المتألّهين- قدّس اللَّه سرّه و أَجْزَل أَجْرَهُ- در شرح اصول كافى از شيخ غزالى [١] كلام طويلى نقل فرمايد كه در آن كلام تقسيم نموده است علوم را به علم دنياوى و آخرتى. و علم فقه را از علوم دنياويه قرار داده؛ و علم آخرت را به علم «مكاشفه» و «معامله» تقسيم كرده است. و علم معامله را علم به احوال قلوب قرار داده است؛ و علم مكاشفه را نورى دانسته كه در قلب حاصل شود پس از
[١] ابوحامد محمد بن محمد بن محمد غزّالى (٤٥٠- ٥٠٥ ه. ق) ملقب به «حجةالاسلام». از بزرگترينفقيهان شافعى و در اعتقادات بر طريقه اشعرى بود. در نيشابور به حلقه شاگردان امام الحرمين جوينى پيوست و از امام اكرام بسيار ديد، وزير نظامالملك طوسى نظر به بزرگداشت او مدرسه نظاميه بغداد را، كه اهميت بسيار داشت بدو تفويض كرد. غزالى پس از چندى بر اثر تحولى روحى از علوم رسمى كناره گرفت و طريق تصوف را برگزيد، از آثار اوست: الوسيط و البسيط در فقه، إحيا علوم الدين، المستصفى در اصول فقه، معيار العلم، تهافت الفلاسفة.