موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٨ - فصل نقد كلام غزالى و صدر المتألّهين
تطهير آن از صفات مذمومه. و به آن نور كشف حقايق شود تا آنكه معرفت حقيقى به ذات و اسماء و صفات و افعال و حكمت آنها و ساير معارف پيدا شود [١]. و چون اين تقسيم مرضىّ پيش اين محقق بوده، در شرح اين حديث كه ما اكنون در صدد شرح آن هستيم فرموده است كه «ظاهر اين است كه اين تقسيم و حصر كه رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمودهاند راجع به علوم معاملات باشد؛ زيرا اين علوم است كه اكثر مردم از آن منتفع مىشوند. و اما علوم مكاشفات در عده قليلى از مردم حاصل شود كه از كبريت احمر عزيزترند؛ چنانچه احاديث «كتاب ايمان و كفر» كه پس از اين آيد دلالت بر آن دارد» [٢]. تمام شد ترجمه كلام ايشان با اختصار.
نويسنده گويد: در كلام شيخ غزّالى اشكال است. و بر فرض صحت آن، در فرموده مرحوم آخوند- عليه الرحمة- اشكال ديگر است.
اما با فرض صحت كلام غزّالى، اشكال كلام ايشان آن است كه غزّالى علم «معاملات» را علم به احوال قلب از منجيات، مثل صبر و شكر و خوف و رجاء و غير آن، و از مهلكات، مثل حقد و حسد و غلّ و غشّ و غير اينها، دانسته، بنابراين، علوم ثلاثه كه رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- [فرموده] از علوم معاملات نتواند بود، مگر يك قسم آن كه «فريضه عادله» است. چنانچه پيشتر تفصيل داده شد.
و اما اشكال در كلام شيخ غزّالى دو امر است: يكى آنكه علم فقه را از علوم دنيايى و فقها را از علماى دنيا دانسته، با اينكه اين علم از اعزّ علوم آخرت است. و اين ناشى است از حبّ نفس و حبّ به آن چيزى كه به خيال خودش اهل اوست؛ يعنى علم اخلاق به معناى متعارف رسمى؛ از اين جهت از ساير علوم، حتى علوم عقليه، تكذيب كرده است.
و ديگر آنكه مكاشفات را جزء علوم قرار داده و در تقسيمات علوم وارد كرده است. و اين خلاف واقع است. بلكه حق آن است كه «علوم» را آن دانيم كه در تحت نظر و فكر و برهان درآيد و قدم «فكر» در آن دخيل باشد؛ و مكاشفات و مشاهدات گاهى نتايج علوم
[١] إحياء علوم الدين، ج ١، ص ٢٧- ٣٢؛ شرح اصول الكافي، صدر المتألهين، ج ٢، ص ١٨- ٢٢.
[٢] شرح اصول الكافي، صدر المتألهين، ج ٢، ص ٣٦.