موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٩٥ - فصل در بيان مراد از «اعْرِفُوا اللَّه باللَّه»
وَ الْأَرْضِ ... [١] الآيه را اشاره به آن دانند، شروع شود و به مقام غيب احدى و به مرتبه اسماء ذاتيه و اسم «مستأثر» ختم شود، كه غايت سير و منتهاى مقصد است. و توان بود كه مقام مشاراليه بقوله تعالى: أَوْ أَدْنى [٢] اشاره به اين مقام باشد.
اكنون كه اين مقدمه گفته شد، گوييم: انسان تا به قدم فكر و استدلال طالب حق و سائر الىاللَّه است، سيرش عقلى علمى است، و اهل معرفت و اصحاب عرفان نيست؛ بلكه در حجاب اعظم و اكبر واقع است؛ چه از ماهيات اشياء نظر كند و حق را از آنها طلب كند، كه حجب ظلمانيه است؛ و چه از وجودات آنها طلب كند، كه حجب نورانيه است؛ كه كلام مرحوم فيض ناظر به آن است.
اوّل شرط تحقق سير الىاللَّه خروج از بيت مظلم نفس و خودى و خودخواهى است؛ چنانچه در سفر حسّى عينى تا انسان به منزل و جايگاه خويش است، هر چه گمان مسافرت كند بگويد: من مسافرم، مسافرت تحقق پيدا نكند. مسافرت شرعى [تحقق پيدا نكند] مگر به خروج از منزل و اختفاى آثار بلد، همينطور اين سفر عرفانى الىاللَّه و مهاجرت شهودى تحقق پيدا نكند مگر به خروج از بيت مظلم نفس و اختفاى آثار آن. تا جدران تعينات و دعوت اذان كثرت در كار است، انسان مسافر نيست؛ گمان مسافرت است و دعوى سير و سلوك است. قال تعالى: وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ [٣].
پس از آنكه سالك الى اللَّه به قدم رياضت و تقواى كامل از بيت خارج شده و علاقه و تعيناتى همراه برنداشت و سفر الىاللَّه محقق شد، اوّل تجلى كه حق تعالى بر قلب مقدسش كند تجلى به الوهيت و مقام ظهور اسماء و صفات است. و اين تجلىنيز به يك ترتيب منظمى است از اسماء مُحاطه تا به اسماء محيطه رسد، حسب قوّت و ضعف سير و قلب ساير، به تفصيلى كه در اين مختصر نگنجد؛ تا آنكه منتهى شود به
[١] النور (٢٤): ٣٥.
[٢] «سپس نزديك و نزديكتر شد، پس به فاصله دو كمان يا نزديكتر بود». (النجم (٥٣): ٩)
[٣] «و هر كس بيرون رود از خانهاش در حالى كه مهاجر به سوى خدا و رسول اوست و آنگاه مرگ او را فراگيرد هر آينه پاداش او با خداست». (النساء (٤): ١٠٠)