موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٤٨ - حديث سى و چهارم مقام مؤمن نزد حق تعالى
كشّاف نقل فرموده كه جارّ و مجرور را با تأويل مبتدا قرار مىدهيم [١]؛ و بنابر آنچه ذكر شد محتاج به تأويل نيز نيست.
و بدانكه ذكر اين جمله در اين مقام براى رفع اشتباه و جواب مظنّه سؤالى است كه شايد نوع مردم، كه عارف به نظام اتمّ و قضاى كامن الهى نيستند، اين اشتباه و سؤال را دارند. و آن اين است كه بعد از آنكه بنده مؤمن در پيشگاه حق تعالى اينقدر مقام و منزلت دارد، براى چه به فقر و فلاكت مبتلا مىشوند. و اگر دنيا قابل نيست، چرا بعضىها غنىّ و ثروتمند مىشوند. جواب مىدهد كه حالات بندگان من و احوال قلوب آنها مختلف است: بعضى آنها را غير از فقر هيچ چيز اصلاح نمىكند؛ او را فقير كنم براى اصلاح حالش. و بعضىها را جز بىنيازى و ثروت اصلاح نكند، آنها را ثروتمند كنم. و اين هر دو كرامت مؤمن و عزّ و جاه اوست در درگاه مقدس حق تبارك و تعالى.
قوله: «
وما يتقرب إلي عبد من عبادي ...
» الحديث ذكر اين جمله و جمله بعد بيان مقام قرب مؤمنين كمّل است؛ كأنّه از اوّل حديث، كه براى جناب رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بيان حال مؤمنين را فرموده، بدين طريق شروع و ختم فرموده كه اوّل اجمالًا بيان حال مطلق مؤمنين را فرموده كه هر كس اهانت او كند با من به مبارزه و جنگجويى برخاسته؛ پس از آن، مؤمنين را دو قسمت، بلكه در مسلك اهل معرفت سه قسمت، فرموده:
يكى، عامه مؤمنين، كه از آنجا كه فرمايد: «
ما ترددت في أمر
» تا آنجا كه فرمايد:
«ما يتقرب إلى
» راجع به آنهاست؛ به دليل آنكه از موت كراهت دارند، و فقر و غنا در احوال قلوب آنها تغيير دهد. و اين دو خاصيت راجع به كمَّل نيست، بلكه راجع به متعارف اهل ايمان است. و بنابراين، اشكالى به ظاهر حديث و منافات داشتن آن با آنكه مؤمن خالص كراهت موت ندارد- چنانچه از احاديث شريفه ظاهر شود- ندارد، تا احتياج به جوابى كه شيخ محقق بهائى از شيخ شهيد- رضوان اللَّه عليهما- نقل نموده
[١] الكشّاف، حاشية المحقّق الشريف الجرجاني، ص ١٦٧، تفسير آيه ٨ سوره «بقره»؛ الأربعون حديثاً، شيخبهايى، ص ٤١٣.