موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٦ - فصل در بيان آنكه مكايد شيطان از روى ميزان است
كامله آن ترقى كنند. مكايد نفس و شيطان در دل از روى ميزان و اساس است. هيچگاه ممكن نيست نفس به شما كه داراى ملكه تقوا و خوف از خدا هستيد تكليف قتل نفس يا زنا كند؛ يا به كسى كه داراى خصلت شرافت و طهارت نفس است پيشنهاد دزدى و راهزنى نمايد. از اوّل امر ممكن نيست به شما بگويد در اين ايمان و اعمال به خداى خود منّت گذار، يا خود را از زمره محبوبين و محبّين و مقرّبين درگاه قلمداد كن. ابتداى امر از درجه نازله گرفته رخنه در دل شما باز مىكند و شما را وادار مىكند به شدت مواظبت در مستحبات و اذكار و اوراد، و در ضمنْ عمل يكى از اهل معصيت را در نظر شما به مناسبت حال شما جلوه مىدهد و به شما القا مىكند كه شما از اين شخص به حكم شرع و عقل بهتريد و اعمال شما موجب نجات شماست و بحمداللَّه شما پاك و پاكيزه هستيد و از معاصى عارى و برى هستيد. از اين، دو نتيجه مىگيرد: يكى بدبينى به بندگان خدا، و ديگر خودپسندى؛ كه هر دو از مهلكات و سرچشمه مفاسد است. به نفس و شيطان بگوييد ممكن است اين شخصى كه مبتلاست به معصيت داراى ملكهاى باشد يا اعمال ديگرى باشد كه خداى تعالى او را به رحمت خود مستغرق كند و نور آن خُلق و ملكه او را هدايت كند و منجر شود كار او به حسن عاقبت؛ شايد اين شخص را خدا مبتلا به معصيت كرده تا مبتلاى به عجب كه از معصيت بدتر است نشود- چنانچه در حديث كافى است: عَن أَبي عَبْدِاللَّه- عليه السلام- قالَ: «
إن الله علم أن الذنب خير للمؤمن من العجب؛ ولو لا ذلك ما ابتلى مؤمنا بذنب أبدا» [١]
. يعنى «گفت امام صادق، عليه السلام:" همانا خدا دانست كه گناه بهتر است براى مؤمن از عجب؛ و اگر نه اين بود هيچگاه مؤمن را مبتلا به گناهى نمىكرد"». و شايد من به واسطه همين بدبينى، كارم منجر به بدى عاقبت شود.
شيخ جليل ما، عارف كامل، شاه آبادى- روحى فداه- مىفرمودند: تعيير به كافر
[١] الكافي، ج ٢، ص ٣١٣، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب العجب»، حديث ١؛ وسائل الشيعة، ج ١، ص ١٠٠، «أبواب مقدّمة العبادات»، باب ٢٣، حديث ٧، الوافي، ج ٥، ص ٨٧٩، حديث ١. (متن فوق مطابق با نقل مرحوم فيض در وافي از كافي مىباشد).