موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٧ - فصل در بيان نكته شدّت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤمنين
توجه نفس به آن افزون مىشود. و هر چه در لذات و مشتهيات بيشتر غوطه زند، علاقه و حب نفس به اين عالم شديدتر گردد و ركون و اعتمادش بيشتر شود؛ و نفس تربيت شود و ارتياض پيدا كند به علاقه به دنيا؛ و هر چه لذايذ در ذائقهاش بيشتر شود، ريشه محبتش بيشتر گردد؛ و هر چه اسباب عيش و عشرت و راحت فراهمتر باشد، درخت علاقه دنيا برومندتر گردد. و هر چه توجه نفس به دنيا بيشتر گردد. به همان اندازه از توجه به حق و عالم آخرت غافل گردد؛ چنانچه اگر ركون نفس بكلى به دنيا شد و وجهه آن مادى و دنياوى گرديد، سلب توجه از حق تعالى و دار كرامت او به كلى گردد و أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ [١] شود.
پس، استغراق در بحر لذايذ و مشتهياتْ قهراً حب به دنيا آورد؛ و حب به دنيا تنفر از غير آن آورد، و وجهه به مُلك غفلت از ملكوت آورد. چنانچه به عكس، اگر انسان از چيزى بدى ديد و ادراك ناملايمات كرد، صورت آن ادراك در نفسْ ايجاد تنفر نمايد. و هر چه آن صورت قوىتر باشد، آن تنفر باطنى قوىتر گردد. چنانچه اگر كسى در شهرى رود كه در آنجا امراض و آلام بر او وارد شود و ناملايمات خارجى و داخلى بر او رو آورد، قهراً از آنجا متنفر و منصرف شود. و هر چه ناملايمات بيشتر باشد، انصراف و تنفر افزون شود. و اگر شهر بهترى سراغ داشته باشد، كوچ به آنجا كند. و اگر نتواند به آنجا حركت كند، علاقه به آنجا پيدا كند و دلش را به آنجا كوچ دهد.
پس، اگر انسان از اين عالم هر چه ديد بليّات و آلام و اسقام و گرفتارى ديد و امواج فتنهها و محنتها بر او رو آورد، قهراً از آن متنفر گردد و دلبستگى به آن كم شود و اعتماد بر آن نكند. و اگر به عالَم ديگرى معتقد باشد و فضاى وسيع خالى از هر محنت و المى سراغ داشته باشد، قهراً بدانجا سفر كند. و اگر سفر جسمانى نتوان كرد، سفر روحانى كند و دلش را بدانجا فرستد. و پر واضح است كه تمام مفاسد روحانى و اخلاقى و اعمالى از حب به دنيا و غفلت از حق تعالى و آخرت است. و حب به دنيا سر
[١] «به سوى زمين گراييد (پستى طلبيد) و هواى نفس خويش را پيروى كرد». (الأعراف (٧): ١٧٦)