موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩ - در معنى ريا و درجات آن
حديث دوم [ريا]
الحديث الثانى: بالسَّنَدِ المُتَّصِلِ إلى مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ، عَنْ عَليِّ بْنِ إبْراهِيمَ، عَنْ أبيه، عَنْ [ابن أبي عمير، عن] أَبِي المَغْرا، عَنْ يَزيدَ بْن خَليفَةَ، قالَ: قالَ أَبو عَبْدِاللَّه عليه السلام:
«كل رياء شرك، إنه من عمل للناس كان ثوابه على الناس، ومن عمل لله كان ثوابه على الله» [١].
ترجمه: «به سند مذكور، يزيد بن خليفه از حضرت صادق- عليه السلام- نقل مىكند كه فرمود:" هر ريايى شرك است. همانا كسى كه كار كند براى مردم، مىباشد ثواب او بر مردم؛ و كسى كه عمل كند براى خدا، مىباشد ثواب او بر خدا"».
در معنى ريا و درجات آن
شرح: بدانكه «ريا» عبارت از نشان دادن و وانمود كردن چيزى از اعمال حسنه يا خصال پسنديده يا عقايد حقّه است به مردم، براى منزلت پيدا كردن در قلوب آنها و اشتهار پيدا كردن پيش آنها به خوبى و صحّت و امانت و ديانت، بدون قصد صحيح الهى. و آن تحقّق پيدا مىكند در چند مقام:
مقام اوّل: و آن داراى دو درجه است: اوّل آنكه اظهار عقايد حقّه و معارف الهيه كند براى اينكه اشتهار به ديانت پيدا كند و منزلت در قلوب پيدا نمايد. مثل اينكه بگويد: من كسى را جز خدا مؤثّر در وجود نمىدانم. يا اينكه: من به غير خدا توكّل به كسى ندارم.
[١] الكافي، ج ٢، ص ٢٩٣، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الرياء»، حديث ٣؛ وسائل الشيعة، ج ١، ص ٧١، «أبواب مقدّمة العبادات»، باب ١٢، حديث ٤.