موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٩٨ - حديث سى و يكم توصيف نشدن حق تعالى و رسول اللَّه (ص) و أئمّه (ع) و مؤمنين
كتاب خود فرموده كه «تعظيم و تقدير ننمودند خداوند را حق تعظيم». پس توصيف نشود خداى تعالى به عظمت و وصفى مگر آنكه حق تعالى بزرگتر از آن است. و همانا پيغمبر- صلّى اللَّه عليه و آله- به وصف نيايد. و چگونه توصيف شود بندهاى كه محجوب نموده است او را خداى تعالى به هفت حجاب، و قرار داده است اطاعت او را در زمين مثل اطاعت خودش در آسمان، پس فرمود: «آنچه آورد براى شما پيغمبر- صلّى اللَّه عليه و آله- (يعنى امر كرد به آن) بگيريد او را؛ و آنچه نهى فرمود شما را از آن، خوددارى كنيد از آن». و كسى كه اطاعت او كند اطاعت مرا كرده، و كسى كه معصيت او را كند معصيت مرا نموده. و واگذار فرمود خداوند به سوى او امر را. و ما وصف نشويم. و چگونه وصف شوند قومى كه خداى برداشته است از آنها رجس را كه آن شكّ است. و مؤمن وصف نشود. و همانا مؤمن ملاقات كند برادر خود را پس مصافحه كند با او؛ پس پيوسته خداى تعالى نظر مىفرمايد [به] آنها؛ و گناهان مىريزد از روىهاى آنها چنانكه برگ از درخت مىريزد».
شرح: قوله: وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ^، جوهرى گويد: «قدر» به معناى اندازه است. و «قَدَر» به فتح دال و سكون آن به يك معناست. و آن در اصل مصدر است. و خداى تعالى فرمايد: ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ^ أي؛ مَا عَظَّمُوا اللَّه حَقَّ تَعظِيمِهِ» [١]. انتهى. نويسنده گويد: ظاهر آن است كه «قدر» همان اندازه است. و آن را كنايه آوردهاند از عدم توصيف و تعظيم آنچنانچه سزاوار است. و توصيف خود اندازه گيرى موصوف است در لباس وصف؛ و اين براى غير حق تعالى نسبت به آن ذات مقدس ميسور و جايز نيست؛ چنانچه اشاره به آن خواهيم نمود ان شاء اللَّه.
قوله:
«فلا يوصف بقدر»
در نسخه مرحوم مجلسى- رحمه اللَّه- «بِقُدْرَةٍ» با تاء بوده. و ايشان آن را از باب مَثل دانستهاند؛ و اختصاص آن را از بين ساير صفات براى نزديكتر بودن به افهام دانستهاند؛ و احتمال اشتباه نسخه را تقويت كردند و گفتهاند: «ممكن است قرائت شود به فتح (أَيْ قَدَر) چنانچه در بعضى احاديث ديگر
[١] الصحاح، ج ٢، ص ٧٨٦، ماده «قدر».