موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٦ - فصل در اركان توبه
و ستيزه با چنين ولىّ نعمى كه تمام وسايل آسايش و راحت تو را فراهم فرموده بدون آنكه براى او- نعوذ باللَّه- فايده و عايدهاى تصور شود، به سر بردى و هتك حرمت كردى و بىحيايى و سرخودى را به آخر رساندى؛ اكنون كه نادم شدى و برگشت نمودى و توبه كردى، حق تعالى تو را محبوب خود گرفت. اين چه رحمت واسعه و نعم وافرهاى است!
خداوندا، ما عاجزيم از شكر نعم تو؛ لسان ما و همه موجودات الكن است از حمد و ثناى تو؛ جز آنكه سر خجلت به پيش افكنيم و از بىحيايىهاى خويش عذر بخواهيم چاره نداريم. ما چه هستيم كه لايق رحمتهاى تو باشيم، ولى سعه رحمت و عموم نعمت تو بيش از آن است كه در حوصله تقرير آيد. «
أنت كما أثنيت على نفسك» [١].
و نيز بايد انسان بكوشد تا آنكه صورت ندامت را در دل قوّت دهد تا- ان شاء اللَّه- به بيت «احتراق» وارد شود. و آن چنان است كه به واسطه تفكر در تبعات و آثار موحشه معاصى ندامت را در دل قوّت دهد، و نمونه نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ [٢] را خود به اختيار خود در دل خود روشن كند و قلب را به آتش ندامت محترق كند تا آنكه همه معاصى از آن آتش بسوزد و كدورت و زنگار قلب مرتفع شود. بداند كه اگر اين آتش [را] در اين عالم خود براى خود روشن نكند، و اين درِ جهنم را، كه خود باب الابواب بهشت است، به روى خود مفتوح نكند، از اين عالم كه منتقل شد، ناچار در آن عالم آتش سخت سوزناكى براى او تهيه شود و ابواب جهنم به روى او باز گردد و ابواب بهشت و رحمت به روى او منسد گردد.
خداوندا، سينه سوزناكى به ما عنايت فرما، و از آتش ندامت جذوه ندامت در قلب ما بيفكن و آن را به اين آتش دنيايى بسوزان و كدورت قلبيه ما را برطرف فرما، و ما را از اين عالَم بىتبعات معاصى ببر. إنَّكَ وَلِيُّ النِعَم وَعَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ.
[١] «تو آن چنان هستى كه خود را ستودهاى». (الكافي، ج ٣، ص ٣٢٤، «كتاب الصلاة»، «باب السجود»، حديث ١٢)
[٢] الهمزة (١٠٤): ٦.