موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٦ - فصل صورت ملكوتى نفاق
و اسباب رسوايى او پيش خلق خدا و سرافكندگى او در محضر انبياء مرسلين و ملائكه مقربين گردد. و شدت عذابش نيز از اين روايت مستفاد شود، زيرا كه اگر جوهر بدنْ جوهر آتش شد، احساس شديدتر و الم بيشتر گردد. پناه مىبرم به خدا از شدت آن.
و در حديث ديگر وارد است كه رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمود: «مىآيد روز قيامت آدم دورو، در صورتى كه يكى از دو زبانش از پشت سرش خارج شده و يكى از آنها از پيش رويش؛ و هر دو زبانْ آتش گرفته و تمام جسدش را آتش زدهاند.
پس از آن گفته شود اين است كسى كه در دنيا دورو بود و دو زبان بود؛ معروف شود به اين روز قيامت» [١]. و مشمول آيه شريفه است كه مىفرمايد: وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ [٢]. سرمنشأ بسيارى از مفاسد و مهالك است كه هر يك دنيا و آخرت انسان را ممكن است به باد فنا دهد؛ از قبيل تفتين نمودن، كه به نصّ قرآن كريم از قتل نفس بزرگتر است [٣]؛ و مثل نميمه، كه حضرت باقر- عليه السلام- فرمايد: «
محرمة الجنة على القتاتين المشائين بالنميمة» [٤]
. يعنى: «حرام است بهشت بر سخن چينهايى كه كارشان آن باشد كه راه روند در نميمه و سخنچينى»؛ و مثل غيبت، كه شديدتر است از زنا به فرموده پيغمبر [٥]- صلّى اللَّه عليه
[١] قَالَ رَسُولُ اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم: «يَجِيءُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ذُو الْوَجْهَيْنِ، دَالِعاً لِسَانُهُ فِي قَفَاهُ وَآخَرُ مِنْ قُدَّامِهِ، يَلْتَهِبَانِ نَاراًحَتَّى يُلَهِّبا جَسَدَهُ. ثُمَّ يُقَالُ لَهُ: هَذَا الَّذِي كَانَ فِي الدُّنْيَا ذَا وَجْهَيْنِ وَلِسَانَيْنِ. يُعْرَفُ بِذَلِكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ». (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ٣١٩؛ وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ٢٥٨، «كتاب الحجّ»، «أبواب أحكام العشرة»، باب ١٤٣، حديث ٥)
[٢] «و آنچه را كه خدا فرمان به پيوند آن داده مىگسلند، و در زمين تباهى مىكنند؛ برايشان نفرين است ومنزلگاه بد». (الرعد (١٣): ٢٥)
[٣] (وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ). (البقرة (٢): ١٩١)
[٤] الكافي، ج ٢، ص ٣٦٩، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب النميمة»، حديث ٢.
[٥] «يَا أباذَرّ، إيّاكَ و الغِيبَةَ؛ فإنَّ الغِيبَةَ أشَدُّ مِنَ الزِّنَا. قُلتُ: يَا رَسُولَ اللَّه وَلِمَ ذاكَ بِأبي أنتَ وأُمّي؟ قَالَ: لأنَالرّجُلَ يَزْني فَيَتُوبُ إلى اللَّه فَيَتُوبُ اللَّه عليه، وَالغِيبَةُ لا تُغفَرُ حَتّى يَغْفِرَها صَاحِبُها»؛ «اى اباذر از غيبت بپرهيز، بهدرستى كه غيبت بدتر از زناست. گفتم:" اى پيامبر خدا، پدرم و مادرم به فدايت از چه سبب چنين است." فرمود: زيرا كه مردى كه زنا كرد، بسا كه توبه نمايد، پس خداوند بر او ببخشايد، اما غيبت بخشيده نخواهد شد تا آن كس كه غيبت او را كردهاند از آن درگذرد». (بحار الأنوار، ج ٧٤، ص ٨٩)