موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦١ - فصل در دعوت به اخلاص است
چشمههاى حكمت از قلبش به زبانش» [١]. پس بدان اعمال ما براى خدا نيست و خودمان هم ملتفت نيستيم و درد بىدرمان همين جاست.
واى به حال اهل طاعت و عبادت و جمعه و جماعت و علم و ديانت كه وقتى چشم بگشايند و سلطان آخرت خيمه بر پا كند، خود را از اهلِ معاصى كبيره، بلكه از اهل كفر و شِرك، بدتر ببينند و نامه اعمالشان سياهتر باشد.
واى به حال كسى كه با نماز و طاعتش وارد جهنّم شود! امان از كسى كه صورت صدقه و زكات و صلاتش صورتهايى باشد كه زشتتر از آنها تصور نشود!
بيچاره! تو مشركى، خداوند به فضل خود موحّد اهل معصيت عصيان كار را مىآمرزد- ان شاء اللَّه- وليكن فرموده است كه مشرك را نمىآمرزم اگر بىتوبه از اين دنيا برود [٢].
در احاديث شريفه، چنانكه شنيدى، مىفرمايد: «مُرائى مشرك است». كسى كه رياست دينى خود، و امامت خود، تدريس خود، تحصيل خود، روزه خود، نماز خود، و بالاخره اعمال صالحه خود، را ارائه به مردم دهد براى منزلت در قلوب، مشرك است؛ و به موجب اخبار اهل عصمت- صلوات اللَّه عليهم- و به موجب آيه شريفه مشمول غفران حق نمىشود. پس، اى كاش اهل معاصى كبيره بودى و متجاهر به فسق بودى و متهتّك حرمات ظاهره بودى، و موحّد بودى شرك به خدا نمىآوردى.
حال اى عزيز، فكرى كن و چارهاى براى خود پيدا كن؛ و بدانكه شهرت پيش اين مردم ناچيز چيزى نيست؛ و قلوب اين مردم كه اگر گنجشكى بخورد سير نمىشود [٣]،
[١] «مَنْ أخْلَصَ للَّهِ أربعينَ صباحاً، جَرَتْ يَنابيعُ الحكمةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ». (أسرار الحكم، ص ٦٥٠؛ ور. ك: جامع الأخبار، ص ٢٤٩، حديث ١٨؛ الفتوحات المكّية، ج ٢، ص ١٠؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٢٤، حديث ٥٢٧١)
[٢] اشاره است به آيه مباركه إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ^؛ «خداوند شرك را نمىآمرزد، اما از غير آن در مىگذرد». (النساء (٤): ٤٨ و ١١٦)
[٣] قال أبو عبداللَّه عليه السلام: «يابْنَ آدمَ، لَوْ أكَلَ قَلْبَكَ طائرٌ لَمْ يُشْبِعْهُ»؛ «اى فرزند آدم، قلب تو را اگر پرندهاىبخورد. سير نمىشود». (الكافي، ج ١، ص ٩٣، «كتاب التوحيد»، «باب النهي عن الكلام في الكيفية»، حديث ٨؛ التوحيد، صدوق، ص ٤٥٥، حديث ٥)