موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٠ - فصل در دعوت به اخلاص است
عددش را! چرا صدقاتى را كه در خفا مىدهد راضى نمىشود كه كسى از او مطّلع نشود، با هر راهى شده سخنى از آن به ميان آورده به مردم ارائه مىدهد؟ اگر براى خداست و مىخواهد كه مردم ديگر به او تأسّى كنند و مشمولِ «
الدال على الخير كفاعله» [١]
گردد، اظهارش خوب است؛ شكر خدا كند به اين ضمير صاف و قلب پاك؛ ولى ملتفت باشد كه در مناظره با نفس گول شيطنت او را نخورده باشد، و عمل ريايى را با صورت مقدّسى به خوردش ندهد. و اگر براى خدا نيست، ترك آن اظهار كند كه اين «سُمْعه» است، و از شجره ملعونه ريا است و عمل او را خداوند منّان قبول نمىفرمايد و امر مىفرمايد در سجّين قرار دهند.
بايد به خداى تعالى از شرّ مكايد نفس پناه ببريم كه مكايد آن خيلى دقيق است ولى اجمالًا مىدانيم كه اعمال ما خالص نيست. اگر ما بنده مخلص خداييم، چرا شيطان در ما اينقدر تصرف دارد؟ با آنكه او با خداى خود عهد كرده است كه به «عِباد اللَّه المخلَصين» كار نداشته باشد و دست به ساحت قدس آنها دراز نكند [٢]. به قول شيخ بزرگوار [٣] ما- دامَ ظلُّه- شيطان سگ درگاه خداست؛ اگر كسى با خدا آشنا باشد، به او عوعو نكند و او را اذيت نكند. سگ درِ خانه، آشنايان صاحبخانه را دنبال نكند.
شيطان نمىگذارد كسى كه آشنايى با صاحبخانه ندارد وارد خانه شود. پس، اگر ديدى شيطان با تو سر و كار دارد، بدان كارهايت از روى اخلاص نيست و براى حق تعالى نيست. اگر شما مخلصيد، چرا چشمههاى حكمت از قلب شما به زبان جارى نشده، با اينكه چهل سال است به خيال خود قربة الى اللَّه عمل مىكنيد؛ با اينكه در حديث وارد است كه «كسى كه اخلاص ورزد از براى خدا چهل صباح، جارى گردد
[١] «راهنماى به نيكى چون كننده آن است». (الكافي، ج ٤، ص ٢٧، «كتاب الزكاة»، «باب فضل المعروف»، حديث ٤)
[٢] اشاره است به آيه مباركه قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ^ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ؛ «گفت (ابليس) خدايا، از آن رو كه مرا گمراه ساختى، هر آينه هر چه در زمين است بر آدميان جلوه دهم و همه آنان را گمراه كنم مگر بندگان خالص تو را». (الحجر (١٥): ٣٩- ٤٠)
[٣] مراد مرحوم آيت اللَّه شاهآبادى است.