موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٩ - فصل بزرگى گناه غيبت و تبعات آن
اهل نجات و ايمان نخواهد بود. چنانچه در حديث سابق اسحاق بن عمّار نيز گذشت كه اسلامِ مغتابْ لسانى است و ايمان در قلبش وارد نشده. معلوم است كسى كه مؤمن به خدا باشد و مصدِّق به روز جزا و معتقد به رسيدن به صور اعمال و حقايق سيّئات، چنين موبقه كبيره را، كه در عوالم غيب و شهادت و در نشئه دنيا و برزخ و عقبا او را رسوا و مفتضح مىكند و او را به جهنم به شرّ بليّات مبتلا مىكند و از ولايت حق خارج مىكند و به ولايت شيطان داخل مىكند، مرتكب نشود. اگر ما اقدام بدين امر بزرگ كرديم، بايد بفهميم كه سرچشمه خرابى دارد و حقيقت ايمان در قلب ما وارد نشده.
اگر ايمان وارد قلب شود، كارها اصلاح مىشود: آثار آن سرايت مىكند به تمام ظاهر و باطن و سرّ و علن. پس، بايد معالجه باطن را بكنيم و مرض قلب را علاج نماييم.
و از احاديث ظاهر شود كه همانطور كه سستى ايمان و عدم خلوص آن موجب مفاسد اخلاقى و اعمالى شود، اين مفاسد نيز موجب نقصان ايمان، بلكه زائل شدن آن، مىشود. و اين مطابق با نوعى از برهان است؛ چنانچه در محل خود مقرر است [١].
و بدانكه اين معصيت از جهت ديگر هم از معاصى شديدتر و تبعاتش بيشتر است.
و آن اين است كه علاوه بر آنكه جنبه حقاللَّه دارد، جنبه حق الناس هم دارد، و خداوند نمىآمرزد مغتاب را تا صاحبش از او راضى شود؛ چنانچه در حديث شريف با چندين طريق به همين مضمون وارد شده:
عن مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ فِي الْمَجَالِسِ وَالأَخْبَارِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِيذَرٍّ، عَنِ النَّبِي- صلّى اللَّه عليه و آله- فِي وَصِيَّةٍ لَهُ قَالَ: «
يا أباذر، إياك و الغيبة! فإن الغيبة أشد من الزنا»
. قُلْتُ: وَلِمَ ذَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «
لأن الرجل يزني فيتوب إلى الله فيتوب الله عليه، والغيبة لا تغفر حتى يغفرها صاحبها» [٢].
«رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- در ضمن وصيتهايش به جناب ابىذرّ- رضى
[١] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٩، ص ٤- ٥٣؛ شرح المنظومة، ج ٥، ص ٣٣٨- ٣٣٩.
[٢] الأمالي، طوسى، ص ٥٣٧، مجلس ١٩، حديث ١ (با كمى تفات)؛ وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ٢٨٠، «كتاب الحجّ»، «أبواب العشرة»، باب ١٥٢، حديث ٩.