ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧١ - *(زناشوئيهائى كه خداوند حلال كرده و آنچه را كه حرام كرده است) *
به نذر بر خود واجب كردند كه اگر تخلّف ورزند از حجّ و قربانى و نذرهاى ديگر انجام دهند، و در صورت عدم وفاى به شرط تمام ما يملك ايشان صدقه بر مساكين باشد و هر بندهاى كه در ملك ايشان باشد آزاد گردد، سپس ضريس خدمت امام صادق ٧ رسيد و قضيّه را گفت؛ حضرت فرمود: هر چند دختر حمران بر ما حقّى دارد لكن مانع اين نمىشود كه من حقّ را نگويم، برو و زن بگير و كنيز اختيار كن كه اين شرط فاسد است و نذر نيز منعقد نيست و ضريس از آن پس زنى گرفت و داراى فرزند گشت.
٤٤٨٥- عبد اللَّه بن هلال گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: مردى با دخترى كه از راه زنا تولّد يافته ازدواج ميكند حكمش چيست؟ فرمود: هيچ إشكال ندارد مگر بيم ننگش، و فرزند مربوط به نطفه مرد است و زن ظرف است، گويد:
عرض كردم، مردى دختر از راه زنا زادهشدهاى خريدارى ميكند و با او نزديكى ميكند فرمود: اشكال ندارد.
٤٤٨٦- هشام بن ابراهيم مشرقى گويد بامام هشتم ٧ عرض كردم:
مردى زنى را خواستگارى ميكند به مزاح و شوخى وى را براى خود عقد مينمايد و زن با وى مزاح ميكند و از زن مىپرسند تو به عقد او درآمدى بشوخى ميگويد: آرى؟