ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤٢ - باب آنچه در زنا موجب تعزير و حدود و رجم و قتل و نفى بلد است
اين كلام پيداست كه خبر از طريق عامّه است هر چند در كتب رجال چه از طريق خاصّه چه از طريق اهل سنّت نامى از كثير كلابى نيست، و مؤيّد آنكه خبر عامّي است همان كلاميست كه از قاموس نقل كرديم كه گفت: «او اقرار بزنا كرد» و زناى محصنه حكمش رجم است، و مذهب امير المؤمنين ٧ چنان كه از روايات متعدّد استفاده مىشود و پاره از آن روايات هم گذشت آنست كه رجم تنها به بيّنه (چهار شاهد) ثابت مىشود، نه به اقرار، و چون اين خبر عامّى است و با اخبار اماميّه معارض است و بنا بر قول شيخ طوسى حجيّت ندارد، بايد طرح شود، و اگر كسى احتمال دهد كه مراد از كثير، كثير النّواء معروف است و حسين پسر اوست، گوئيم اين مشكلى را حلّ نمىكند چون كثير النّواء خود عامّى و بترى مذهب است. و من در كتابهائى از كتب حديث اهل سنّت اين خبر را ديدهام ولى اكنون بخاطر ندارم جز عمدة القاري ج ٢٣ ص ٢٩١
٤٩٩٦- و زرعه از سماعة بن مهران روايت كرد كه حضرت صادق ٧ فرمود: هر گاه مردى زنا كند و امام حدّ الهى را بر او جارى كند، سزاوار نيست او را از سرزمينى كه در آن او را حدّ زده است به شهر معين ديگر تبعيد كند، بلكه وظيفه امام آنست كه او را از آن شهر بيرون كند (و خود هر كجا كه خواهد برود).
شرح: «اين خبر در كافى و تهذيب نقل شده و لفظ آن چنين است «ينبغي للامام» و «ليس» در هيچ يك از آن دو كتاب نيست، و ظاهرا ساقط شده باشد زيرا بدون «ليس» خبر ناقص و بدون معنى است».
٤٩٩٧- عبيد اللَّه حلبى گويد: امام صادق ٧ فرمود: مرد سالخورده يا زن سالخورده اگر زنا كنند هم يك صد تازيانه ميخورند و هم سنگسار مىشوند، و پسر يا