ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٢٨ - باب ظهار
زوجهاش ظهار كرده و بعد او را يك طلاق داده بود پرسيدم، فرمود: اگر او را يك طلاق بدهد ظهار باطل شده است، و طلاق حكم ظهار را برداشته، عرض كردم ميتواند باو رجوع كند؟ فرمود: آرى وى زوجه اوست امّا اگر رجوع كند بر وى لازم شود آنچه بر شخصى كه ظهار كرده لازم است (از كفّاره) و ادا كند پيش از آنكه با همسر خود نزديكى كند، عرض كردم: اگر او را رها كرد تا عدّهاش سرآمد و مالك بضع خود گشت، سپس مرد بعقد جديد او را تزويج كرد آيا آن ظهار حكمش باقى است و بايد پيش از تماس گرفتن و نزديكى با زن كفّاره دهد؟ فرمود: نه، زيرا فراق حاصل گشته و زن از او جدا شده است و اختيار خود را بدست گرفته. عرض كردم: اگر از وى ظهار كرد و با وى نزديكى ننمود و او را بكلّى رها كرد جز اينكه تن برهنه او را مىبيند ولى دست نمىآزد آيا كفّارهاى باو تعلّق مىگيرد؟ فرمود: زوجه اوست و بر او حرام نيست كه با او نزديكى كند و ليكن كفّارهاى بر او واجب شده است كه قبل از مقاربت بپردازد ولى همسر او خواهد بود، عرض كردم اگر شكايت به حاكم برد و گفت اين شوهر من از من ظهار كرده و مرا معلّق نگاهداشته با من همخوابگى نمىكند از ترس آنكه كفّاره بايد بدهد مانند كسى كه ظهار كرده حكمش چيست،؟ فرمود:
حاكم نمىتواند او را در صورت عدم تمكن وادار به آزاد كردن بنده و روزه و صدقه