اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩٩ - ٣/ ٣ ولايت
كه به قرآن و خاندان محمّد اقتدا شود، آن گاه كه در آخرين خطبه خود فرمود: «من در ميان شما، دو چيز گرانسنگ بر جاى مىنهم: يكى بزرگتر و ديگرى كوچكتر.
امّا بزرگتر، كتاب پروردگار من است و كوچكتر، عترت يا همان اهل بيت من اند.
پس با پاسداشت آن دو مرا پاس بداريد؛ زيرا تا زمانى كه به آن دو، چنگ زنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد».
٩٣٤. امام كاظم عليه السلام: هر كه به سوى ولايت ما پيش رود، از دوزخ وا پس مىماند و هر كه از ولايت ما عقب ماند، به سوى دوزخ پيش مىرود.
٩٣٥. الأمالى، طوسى- به نقل از عبد السلام بن صالح هروى-: زمانى كه امام رضا عليه السلام وارد نيشابور شد، من با ايشان بودم. امام عليه السلام بر قاطر خاكسترى رنگى سوار بود. علماى نيشابور براى استقبال از ايشان بيرون آمده بودند. چون به جانب مَربَعه[١٥٦٩] به راه افتاد، آنان لگام قاطر ايشان را گرفتند و گفتند: اى پسر پيامبر خدا! تو را به حقّ پدران پاكت براى ما حديثى بگو. از پدران خويش- كه درود خدا بر همه آنان باد برايمان حديثى بگو.
در اين هنگام، امام عليه السلام سرش را از كجاوهاى كه روى آن پارچه ابريشمى نگارين آويخته بود، بيرون آورد و فرمود: «پدرم موسى بن جعفر، از پدرش جعفر بن محمّد، از پدرش محمّد بن على، از پدرش على بن الحسين، از پدرش حسين، سَرور جوانان بهشتى، از پدرش امير مؤمنان، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم حديث كرد كه فرمود:" جبرئيل، روح الأمين، از جانب خداوند پاك و بزرگ به من خبر داد كه فرمود: اين منم خدا. معبودى نيست، مگر تنها من. بندگان من! پس مرا بندگى كنيد، كه هر كس از شما كه با شهادت دادن مخلصانه به اين كه معبودى جز خداى يكتا نيست، مرا ديدار كند، به حصار من وارد مىگردد و هر كس به حصار من وارد
[١٥٦٩]. مَربَعه، از محلّههاى حاشيه نيشابور بود كه بقاياى شهر باستانى نيشابور در آن قرار داشت( ر. ك: كليات جغرافياى طبيعى و تاريخى ايران: ص ١٣٧. نيز ر. ك: بحار الأنوار: ج ٣ ص ٦ توضيح مجلسى ذيل حديث ١٥).