اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٩ - ٦/ ٦ حديث لوح
به ايشان گفتم: پدر و مادرم به فدايت، اى دختر پيامبر خدا! اين لوح چيست؟
فرمود:" اين، لوحى است كه خداوند، آن را به پيامبرش صلى الله عليه و آله اهدا فرمود و در آن، نام پدرم و نام شوهرم و نام دو پسرم و نام اوصياى از فرزندانم نوشته است. پدرم اين لوح را براى بشارتم، به من داد".
جابر گفت: مادرت فاطمه عليها السلام آن را به من داد و من خواندمش و از روى آن، نسخهبردارى كردم.
پدرم به او فرمود:" اى جابر! آن را به من نشان مىدهى؟".
گفت: آرى.
پدرم همراه جابر، به منزلش رفت. جابر نوشتهاى از پوست بيرون آورد. پدرم فرمود:
" اى جابر! تو نوشتهات را بنگر تا من [از حفظ] برايت بخوانم".
جابر در نسخه خود نگريست و پدرم آن را خواند، به طورى كه حتّى يك حرف نيز با آن، اختلاف نداشت.
جابر گفت: خدا را گواه مىگيرم كه در لوح، اين گونه نوشته ديدم:" به نام خداوند بخشنده بخشايشگر. اين، نوشتهاى است از جانب خداوند عزيز حكيم، براى محمّد، پيامبر او و نور و سفير و واسطه و راهنماى او كه روح الأمين آن را از سوى پروردگار جهانيان، فرود آورْد. اى محمّد! نامهاى مرا به بزرگى ياد كن و نعمتهايم را سپاس بگزار و نعمتهاى مرا انكار مكن.
منم من، آن خدايى كه معبودى جز من نيست، در هم شكننده زورگويانم و يارى دهنده ستمديدگان و دهنده جزا. منم من، آن خدايى كه معبودى جز من نيست. پس هر كه به غير فضل من [يعنى به عمل خودش] اميد ببندد يا از غير عدل من بترسد، او را چنان عذابى مىكنم كه هيچ كس ازجهانيان را چنان عذاب نمىكنم. پس تنها مرا بندگى كن وتنها بر من توكّل نما.
من هيچ پيامبرى نفرستادم، مگر آن كه چون روزگارش به سر آمد و عمرش سپرى شد، براى او وصىاى قرار دادم. من تو را بر ديگر پيامبران برترى دادم و وصىّ تو را بر ديگر اوصيا، و دو شيرْ بچّهات و دو نوهات، حسن و حسين، را به تو عطا كردم. حسن را پس از سپرى شدن عمر پدرش، كان علم خويش قرار دادم و حسين را خزانهدار وحى