اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٣٣ - فصل يكم بشارت ها در باره دولت اهل بيت (عليهم السلام)
١٢٥٦. امام على عليه السلام- در باره آيه: «و مىخواهيم بر كسانى كه در زمين، فرودست نگه داشته شدهاند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان قرار دهيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم»-: آنان (مستضعفان)، خاندان محمّدند. پس از آن كه سختىها كشيدند، خداوند، مهدى آنان را مىفرستد و ايشان را عزّت مىبخشد و دشمنشان را خوار مىگرداند.
١٢٥٧. الأمالى، طوسى- به نقل از محمّد بن سيرين-: از چندين نفر از مشايخ بصره شنيدم كه گفتند: على بن ابى طالب عليه السلام پس از جنگ جمل، ناخوش گرديد و نتوانست در نماز جمعه شركت كند. از اين رو به فرزندش حسن عليه السلام فرمود: «فرزندم! تو برو و نماز جمعه را با مردم بخوان».
حسن عليه السلام به مسجد آمد و منبر رفت و خدا را حمد و ثناى نمود و شهادتين گفت و بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درود فرستاد و فرمود: «اى مردم! خداوند، نبوّت را در ميان ما قرار داد و ما را بر خَلق خويش برگزيد و مقدّم داشت و كتاب و وحى خود را بر ما فرو فرستاد. به خدا سوگند كه هر كس چيزى از حقّ ما را كم گزارد، خداوند در دنيا و آخرت از حقّ او مىكاهد و هيچ دولتى ضدّ ما نيست، مگر اين كه عاقبت، از آنِ ما خواهد بود «و قطعاً پس از چندى، خبر آن را خواهيد دانست».
سپس نماز جمعه را با مردم خواند. سخنان او به گوش پدرش رسيد. چون نزد پدر خود باز گشت، على به او نگاهى كرد و بىاختيار، اشكهايش بر گونههايش جارى شد و از حسن خواست كه به او نزديك شود و ميان چشمانش را بوسيد و فرمود: «پدر و مادرم، فدايت! «فرزندانى كه بعضى از آنان، از نسل برخى ديگرند و خداوند، شنوا و داناست».
١٢٥٨. امام حسن عليه السلام- در سخنى با سفيان بن ابى ليلى-: بشارتت باد، اى سفيان؛ زيرا دنيا نيكوكار و بدكار را در خود جاى مىدهد تا اين كه خداوند، پيشواى حق از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله را بفرستد.