اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١٧ - فصل پنجم ستم هاى رفته بر اهل بيت
آنچه را آنان براى ما پَست كردند، رفعت بخشيد، تا جايى كه ما، هشتاد سال بر روى منبرهاى كفر، لعنت شديم و فضايل ما كتمان گرديد و در راه دروغ بستن به ما پولها خرج شد؛ امّا خداوند متعال براى ما جز اين نخواست كه نام ما را بلندآوازه گرداند و فضيلت ما را آشكار سازد. به خدا سوگند، اين نه به خاطر شخص ما، بلكه به واسطه وجود پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و خويشاوندى ما با اوست، تا جايى كه قضيّه ما و آنچه از او روايت مىكنيم، به زودى، پس از ما از بزرگترين آيات و نشانههاى نبوّت او خواهد شد.
١٢٣٨. امام عسكرى عليه السلام: بنى اميّه و بنى عبّاس به دو دليل، شمشيرشان را بر ضدّ ما به كار گرفتند:
يكى اين كه آنها خود مىدانستند كه خلافت، حقّ آنان نيست. از اين رو مىترسيدند كه ما ادّعاى خلافت كنيم و خلافت در جايگاه [اصلى] خود، استقرار يابد. دوم، اين كه آنها از طريق اخبار متواتر، فهميده بودند كه حكومت جبّاران و ستمگران به دست قائم ما نابود خواهد شد و از طرفى در اين كه آنان از جبّاران و ستمگران هستند، شك نداشتند. از اين رو، در كشتار اهل بيت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و نابود كردن نسل او كوشيدند تا بلكه با اين كار، مانع تولّد قائم- كه خداوند، فَرَجش را نزديك فرمايد- شوند يا او را به قتل رسانده باشند؛ امّا خداوند نخواست كه قضيّه او (قائم)، حتّى براى يك نفر از ايشان (خلفاى اموى و عبّاسى) معلوم شود «تا آن گاه كه نور خويش را كامل گرداند، هر چند كافران، خوش نداشته باشند».
١٢٣٩. مصباح الزائر- در دعاى ندبه-: پس كشته شد آن كه كشته شد و به اسيرى رفت آن كه به اسيرى رفت و تبعيد شد آن كه تبعيد شد و قضاى الهى بر آنان چنان رفت كه اميد نيكفرجامى آن مىرود .... پس بر پاكان اهل بيت پيامبر و على- كه درود خدا بر آن دو باد- بايد كه گريه كنندگان گريه كنند و ندبهگران بايد بر آنان ندبه كنند و براى همچون ايشان بايد اشكها ببارند و نالهكنندگان، ناله سر دهند و شيونكنندگان، از دل، شيون بر آورند.
[خداوندا!] كجاست حسن؟ كجاست حسين؟ كجايند فرزندان حسين؛ آن شايستگان و راستگويانى كه پس از يكديگر آمدند؟ كجايند آن راهها [ى هدايت] كه در پى هم آمدند و رفتند؟ كجايند آن برگزيدگان كه يكى از پى ديگرى آمدند؟ كجايند آن خورشيدهاى