اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٥ - فصل يكم تفسير دين در نزد اهل بيت
فصل يكم: تفسير دين در نزد اهل بيت
٦٠١. الكافى- به نقل از ابو جارود-: به امام باقر عليه السلام گفتم: اى فرزند پيامبر خدا! آيا مىدانى كه من شما را دوست دارم و خود را وقف شما كردهام و از شما طرفدارى مىكنم؟
فرمود: «آرى».
گفتم: اينك پرسشى دارم كه مىخواهم پاسخ مرا بدهى. من نابينا هستم و كم راه مىروم و نمىتوانم هميشه به ديدار شما بيايم.
فرمود: «اينك نيازت چيست؟».
گفتم: مرا از دينى كه خود و خاندانت خداى را بدان مىپرستيد، آگاه كن تا من هم با آن، خداوند عز و جل را بپرستم.
فرمود: «اگر چه كوتاه سخن گفتى، امّا مسئله مهمّى را مطرح كردى. به خدا سوگند، دين خود و پدرانم را كه با آن، خداى عز و جل را مىپرستيم، به تو عرضه مىكنم: گواهى دادن به اين كه معبودى جز خداى يكتا نيست و محمّد صلى الله عليه و آله پيامبر خداست و اعتراف به آنچه پيامبر، از نزد خدا آورده است و دوست داشتن ولىّ ما و بيزارى از دشمن ما و تسليم در برابر امر ما و انتظار قائم ما و سختكوشى و پاكدامنى».
٦٠٢. الكافى- به نقل از ابو بصير-: در خدمت امام باقر عليه السلام بودم. سلام به ايشان گفت: خيثمة بن ابى خيثمه از طرف شما براى ما حديثى نقل كرده كه در باره اسلام از شما پرسش كرده است و شما در پاسخ به او گفتهايد: «مسلمان، كسى است كه رو به سوى قبله ما آورد و شهادت ما را بر زبان جارى سازد و عبادت ما را در پيش گيرد و دوستدار ما را دوست بدارد و دشمن ما را دشمن بشمارد. در اين صورت است كه مسلمان تلقّى مىشود».
امام عليه السلام فرمود: «خيثمه راست گفته است».