اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٧ - ٣ تلازم مهجوريت اهل بيت عليهم السلام و مهجوريت قرآن
علمى اهل بيت عليهم السلام در كنار قرآن تصريح مىكند
(إنِّى تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَينِ ما إن تَمَسَّكتُم بِهِما لَن تَضِلُّوا: كِتابَ اللَّهِ وَ عِترَتى أهلَ بَيتى)
و اين، بدان معناست كه مرجعيت علمى اهل بيت عليهم السلام در كنار قرآن، موجب مصونيت از گمراهى در مسائل دينى است و كسانى كه مرجعيت علمى آنان را نپذيرند، نمىتوانند به مجموعه باورهاى دينى خود، مطمئن باشند.
٣. تلازم مهجوريت اهل بيت عليهم السلام و مهجوريت قرآن
حديث ثقلين، در واقع، وصيّتنامه سياسى- الهى پيامبر خداست. پيامبر صلى الله عليه و آله خوب مىدانست كه مرجعيت علمى اهل بيت عليهم السلام، جدا از رهبرى سياسى آنان عملًا امكانپذير نيست و تا رهبرى امّت بر عهده آنان نباشد، جامعه اسلامى و جوامع ديگر دنيا نمىتوانند به طور شايسته از اقيانوس بىكران علم آنان، بهرهمند شوند. از اين رو، حديث ثقلين، حامل اين پيام مهمّ سياسى- الهى براى امّت اسلامى است كه سرنوشت قرآن و عترت، به هم پيوسته است. به سخن ديگر، قرآن- كه پيام تكامل مادّى و معنوى انسان است- نمىتواند از عترت- كه پاسداران اين پيام و تداومبخش سنّت نبوى اند- جدا گردد و در يك جمله، دين، از سياست، جدا نيست و مهجوريت هر يك از قرآن و عترت در جامعه اسلامى، به معناى مهجوريت ديگرى است.
امام خمينى قدس سره در آغاز وصيّتنامه گرانبار خود كه الهام گرفته از وصيّتنامه