اهل بيت« عليهم السلام» در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٣ - ٣ مسجد خَيف
٣. مسجد خَيف
٢٤٨. تفسير القمّى: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در حجّة الوداع در مسجد خَيف فرمود: «من پيش از شما مىروم و شما در كنار حوض [كوثر]، بر من وارد مىشويد؛ حوضى كه پهنايش از بُصرى[٥١٣] تا صنعاست،[٥١٤] و در آن، جامهايى سيمين به شمار ستارگان وجود دارد. بدانيد كه من در باره دو چيز گرانسنگ، از شما خواهم پرسيد».
گفتند: اى پيامبر خدا! دو چيز گرانسنگ چيست؟
فرمود: «كتاب خدا كه گرانسنگِ بزرگتر است. يك طرف آن در دست خداست و طرف ديگرش در دست شما. پس بدان چنگ زنيد تا هرگز گمراه نشويد و هيچ گاه نلغزيد. و گرانسنگ كوچكتر، عترت من، يعنى اهل بيت من اند. خداوند لطيف و آگاه، به من خبر داد كه اين دو، هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا آن كه در كنار حوض بر من وارد شوند. آن دو، به سان اين دو انگشت من اند» و دو انگشت نشانهاش را كنار هم قرار داد. سپس انگشت نشانه و ميانهاش را كنار هم نهاد [و فرمود:] «كه يكى بر ديگرى فزونى دارد».
٢٤٩. الإقبال- در بيان رخدادهاى حجّة الوداع-: چون آخرين روز از روزهاى تشريق[٥١٥] شد، خداوند، سوره «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ» را تا آخر آن بر پيامبر صلى الله عليه و آله فرو فرستاد. پيامبر فرمود: «خبرِ درگذشتم، به من داده شد».
پس به سوى مسجد خيف رفت و وارد مسجد شد و مردم را بانگ زد كه جمع شوند. مردم، گرد آمدند. پيامبر صلى الله عليه و آله حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و به سخنرانى
[٥١٣]. دو بُصرى داريم: يكى در شام و از توابع دمشق است، و ديگرى از روستاهاى بغداد كه نزديك عُكبراءقرار دارد( معجم البلدان: ج ١ ص ٤٤١).
[٥١٤]. صنعا، قصبهاى است در يمن و از نيكوترين شهرهاى آن است( معجم البلدان: ج ٣ ص ٤٢٦).
[٥١٥]. ايّام التشريق، سه روزِ پس از عيد قربان است. از آن روى آنها را بدين نام خواندهاند كه در اين سه روز، گوشت[ قربانى] را« تشريق» يعنى قطعه قطعه مىكنند و در آفتاب پهن مىكنند تا بخشكد( النهاية: ج ٢ ص ٤٦٤ مادّه« شرق»).