موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٣١ - است
تفصيل آن را در كتاب تفسير خود بيان نمودند [١].
و بعضى از اهل معرفت ايام ستّه را عبارت از مراتب سير نور شمس وجود در مَرائى نزول و صعود دانسته [٢].
و به حسب مسلك عرفانى، مراتب نزول وجود تا اخيره نزولْ [كه] مرتبه احتجاب شمس وجود است در حجب تعيّنات؛ و آن حقيقت «ليلة القدر» است. و ابتداى يوم قيامت از اولين مرتبه رجوع مُلك به ملكوت و خرق حجب تعينات تا اخيره مراتب ظهور و رجوع، كه ظهور تامّ قيامت كبرا است. اين شش يوم كه خلق سماوات و ارض در آن تمام شده و منتهى به عرش اللَّه و عرش الرحمن، كه غاية الغايات استواء و استيلاء و قهّاريت حق است، مىشود، در عالم كبير مراتب ششگانه صعودى است؛ و عرش استواى حق، كه ظهور به قهّاريت تامّه و مالكيت است، مرتبه مشيت و فيض مقدس رحمانى است كه ظهور تامّ او پس از رفع تعينات و فراغ از خلق سماوات و ارضين است. و تا وجود سماوات و ارض متحقق است، خَلق آنها پيش اهل معرفت تمام نشده به مقتضاى كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ [٣] و به مقتضاى عدم تكرر در تجلى.
و در انسان كبير و عالم اكبر مراتب ستّه و لطيفه سابعه آن عرش الرحمن است كه مرتبه قلب حقيقى باشد. و اگر مخافت تطويل نبود، بيان انسبيت اين وجه را از ساير وجوه به وجه مستفيض بيان مىكردم. گرچه علم كتاب الهى پيش حق تعالى و مخصوصين به خطاب است، ولى ما به حسب احتمال و مناسبات سخن مىگوييم، بعد از تعذر حمل بر ظاهر آن.
و در اين مقام احتمال ديگرى است كه مضادّت با اين بيان عرفانى ندارد. و آن به حسب هيئت عصر حاضر است كه ابطال هيئت بطلميوسيه را كرده است. و آن اين است
[١] شرح اصول الكافي، صدر المتألهين، ج ٣، ص ١٢٢؛ تفسير القرآن الكريم، صدر المتألهين، ج ٦، ص ١٦٠- ١٦٩.
[٢] بيان السعادة، ج ٢، ص ١٨٥- ١٨٦؛ ر. ك: أسرار الحكم، ص ٢٣١- ٢٣٢؛ الشواهد الربوبية، تعليقة السبزواري، ص ٥٢٤.
[٣] «او هر روز به كارى است». (الرحمن (٥٥): ٢٩)