موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٠٣ - در بيان آنكه علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست
در بيان آنكه علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست
پوشيده نماند كه ادراك حقيقت اوصاف حق و احاطه بر آنها و كيفيت آنها، از امورى است كه دست برهان از وصول به شاهق آن كوتاه و آمال عارفين از وصول به مغزاى آن منقطع است؛ و آنچه به نظر برهانى و نظر تفكرْ علماء حكمت رسميّه، يا در مباحث اسماء و صفاتْ ارباب اصطلاحات عرفانيه، ذكر كردهاند، هر يك به حسب مسلك آنها صحيح و برهانى است؛ و ليكن خودِ علم حجابى است غليظ كه تا خرق آن به توفيقات سبحانى در سايه تقواى كامل و رياضت شديد و انقطاع تامّ و مناجات صادقانه با جناب ربوبى نشود، انوار جمال و جلال در قلب سالك طلوع نكند و قلبِ مهاجرِ الى اللَّه به مشاهده غيبيه و حضور عيانى تجليات اسمائى و صفاتى- تا چه رسد به تجليات ذاتى- نائل نشود.
و اين بيان نبايد انسان را از طلب و بحث، كه خود تذكر حق است، باز دارد، زيرا كه نادر اتفاق افتد كه بدون بذر علوم حقه، به شرايط معهوده آن، شجره طيّبه معرفت در قلب روييده شود يا بارور گردد.
پس، انسان در اوّل امر بايد از رياضات علميه، با قيام به جميع شرايط و متممات آن، دست نكشد كه گفتهاند: الْعُلُومُ بَذْرُ الْمُشاهَداتِ [١]. و اگر علوم در اين عالم نيز به واسطه بعضى موانع به نتيجه تامّ نرساند انسان را، ناچار در عوالم ديگر به ثمراتى دلپسند منتهى شود؛ ولى عمده قيام به شرايط و مقدمات آن است كه بعضى از آن را در شرح بعض احاديث سالفه بيان كردم [٢].
[١] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٣، ص ٣٨٦، و ج ٥، ص ٢٦٦، و ج ٩، ص ١٢٣؛ شرح المنظومة، ج ٥، ص ٢٩٠.
[٢] ر. ك: صفحه ٥٠٥.