موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦٣ - در آداب قرائت است
در آداب قرائت است
و بالجمله، مطلوب در قرائت قرآن كريم آن است كه در قلوبْ صورت آن نقش بندد، و اوامر و نواهى آن تأثير كند، و دعوات آن جايگزين شود. و اين مطلوب حاصل نشود مگر آنكه آداب قرائت ملحوظ شود.
مقصود از آداب آن نيست كه پيش بعض قرّاء متداول شده است كه تمام همّ و همت منصرف به مخارج الفاظ و تأديه حروف شود، بهطورى كه علاوه بر آنكه از معنى و تفكر در آن بكلى غافل شويم، منجر به آن شود كه تجويد آن نيز باطل گردد؛ بلكه كثيراً كلمات از صورت اصليه خود به صورت ديگر منقلب شود و ماده و صورت آن تغيير كند.
و اين يكى از مكايد شيطان است كه انسان متعبد را تا آخر عمر به الفاظ قرآن سرگرم مىكند، و از سرّ نزول قرآن و از حقيقت اوامر و نواهى و دعوت به معارف حقه و اخلاق حسنه آن بهكلى غافل مىكند. تازه بعد از پنجاه [سال] قرائت معلوم شود كه از شدت تغليظ و تشديد در آن، از صورت كلام بهكلى خارج شده و يك صورت غريبى پيدا كرده!
بلكه مقصود آدابى است كه در شريعت مطهره منظور شده است، كه اعظم و عمده آنها تفكر و تدبر و اعتبار به آيات آن است؛ چنانچه سابقاً اشاره شد.
و در كافى شريف سند به حضرت صادق- عليه السلام- رساند، قَالَ: «
إن هذا القرآن فيه منار الهدى و مصابيح الدجى؛ فليجل جال بصره و يفتح للضياء نظره؛ فإن التفكر حياة قلب البصير، كما يمشي المستنير في الظلمات بالنور» [١]
. فرمود: «اين قرآن راهنماى هدايت و چراغ شب تاريك است؛ پس جولان دهد صاحبنظر چشم خود را در آن؛ و بگشايد نظر خود را براى استفاده از نور آن؛ زيرا كه تفكر در آن زندگانى دل بيننده است؛ چنانچه
[١] الكافي، ج ٢، ص ٦٠٠، «كتاب فضل القرآن»، حديث ٥؛ وسائل الشيعة، ج ٦، ص ١٧٠، «كتاب الصلاة»، «أبواب قراءة القرآن»، باب ٣، حديث ١.