موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٢ - فصل فراغت وقت وقلب در عبادت
عبادات و مناجاتهاى آنها. بعضى از آنها در وقت نماز رنگ مباركشان تغيير مىكرد و پشت مباركشان مىلرزيد از خوف آنكه مبادا در امر الهى لغزشى شود [١]، با آنكه معصوم بودند.
از حضرت مولى معروف است كه تيرى به پاى مباركش رفته بود كه طاقت بيرون آوردن نداشت، در وقت اشتغال به نماز بيرون آوردند و اصلًا ملتفت نشد [٢].
عزيزم، اين مطلب از امور ممتنعه نيست. نظير آن در امور عاديه براى مردم بسيار اتفاق مىافتد. انسان در حال غلبه غضب و غلبه محبت گاهى از هر امرى غافل مىشود.
يكى از دوستان موثّق ما مىگفت وقتى با جمعى از اوباش در اصفهان منازعه كرديم.
در بين اشتغال به زد و خورد مىديدم بعضى از آنها مشت به من مىزند؛ نفهميدم چيست. بعد كه فراغت حاصل شد و به خود آمدم، معلوم شد با كارد چندين زخم به من زدند كه از آثار آن تا چندى بسترى بودم. البته نكته آن هم معلوم است. وقتى كه نفس توجه تام به يك امرى پيدا كرد، از مُلك بدن غافل مىشود و احساسات از كار مىافتد و همّش همّ واحد مىشود. ما خود در جنگ و جدال مباحثات- نعوذ باللَّه منها- ديديم كه اگر در مجلس هر امرى واقع شود از آن بهكلى غافل هستيم. ولى افسوس كه ما به هر امرى توجه تام داريم جز به عبادت پروردگار؛ و از اين جهت استبعاد مىكنيم.
در هر صورت، فراغت قلب از غير حق از امور مهمه است كه انسان بايد با هر قيمت هست تحصيل آن را بكند. و طريق تحصيل آن نيز ممكن و سهل است. با قدرى مواظبت و مراقبت تحصيل مىتوان كرد. بايد انسان مدتى اختيار طاير خيال را به دست گيرد و هر وقت خواست از شاخهاى به شاخهاى پرواز كند آن را حفظ كند. پس از مدتى مراقبت، رام و آرام شود و توجه آن از امور متشتته منصرف شود و خير عادت او گردد وَالْخَيْرُ عادَةٌ [٣]؛ و فارغ البال اشتغال به توجه به حق و عبادت او پيدا كند.
[١] ر. ك: صفحه ٤٨٩؛ سرّ الصلوة، امام خمينى قدس سره، ص ٨٥؛ آداب الصلوة، امام خمينى قدس سره، ص ١٣٧- ١٣٨.
[٢] المحجّة البيضاء، ج ١، ص ٣٩٧.
[٣] تحف العقول، ص ٨٦؛ عدّة الداعي، ص ٢٣٩.