موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٤ - فصل در چگونگى شكر است
نعمت ظاهر و باطن است در طاعت و عبادت او و استعانت نمودن به آنها در نگهدارى از معصيت و مخالفت او؛ چنانچه چشم را استعمال كند در مطالعه مصنوعات و قرائت كتاب خدا و تذكر علوم مأثوره از انبيا و اوصيا- عليهم السلام- و همينطور ساير جوارح». انتهى كلامُهُ مُتَرْجَماً [١].
فصل در چگونگى شكر است
بدانكه شكر نعمتهاى ظاهره و باطنه حق تعالى يكى از وظايف لازمه عبوديت و بندگى است كه هر كس به قدر مقدور و ميسور بايد قيام به آن نمايد؛ گرچه از عهده شكر حق تعالى احدى از مخلوقات بر نمىآيد. و غايت شكر معرفتِ عجز از قيام به حق آن است؛ چنانچه غايت عبوديت معرفت عجز به قيام به آن است، چنانچه رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- اعتراف به عجز فرموده است [٢] با آنكه احدى از موجودات قيام به شكر و عبوديت مثل ذات مقدس آن سرور ننمودند، زيرا كه كمال و نقصِ شكر تابع كمال و نقصِ معرفت منعم و عرفان نعم اوست. لذا احدى قيام به حق شكر نتواند كرد.
وقتى عبد شكور شود كه ارتباط خلق را به حق و بسط رحمت حق را از اوّل ظهور تا ختم آن و ارتباط نعم را به يكديگر و بدء و ختم وجود را على ما هو عليه بداند. و معرفت آن [جز] براى خُلَّص اولياء، كه اشرف و افضل آنها ذات مقدس نبى ختمى- صلّى اللَّه عليه و آله- است، رخ ندهد. و ساير مردم محجوب از بعض مراتب آن، بلكه بيشتر و بزرگتر مراتب آن، هستند. بلكه تا در قلب بنده حقيقتِ سريانِ الوهيت حق نقش نبندد و ايمان نياورد به اينكه لَامُؤَثِّرَ فِي الْوُجُودِ إِلَّا اللَّه و كدورت شرك و شك در قلب اوست، شكر حق را چنانچه شايد و بايد نتوان انجام داد. كسى كه نظر به اسباب دارد و تأثير موجودات را مستقل مىداند و نعم را به ولىّنعم و صاحب آن ارجاع نمىكند، كفران به
[١] أوصاف الأشراف، ص ٦١، باب الشكر؛ مرآة العقول، ج ٨، ص ١٤٥.
[٢] ر. ك: بحار الأنوار، ج ٦٨، ص ٢٣، حديث ١؛ مرآة العقول، ج ٨، ص ١٤٦.