موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٦ - فصل در چگونگى شكر است
قيام به وظيفه شكر به جميع مراتب براى كمى از بندگان ميسور است. و آن خُلَّص اوليا هستند كه جامع جميع حضرات و برزخ برازخ و حافظ همه مراتب ظاهره و باطنه هستند؛ و از اين جهت، شكر آنها به جميع السنه ظاهره و باطنه و سرّيه است.
و شكر را گرچه گفتهاند از مقامات عامه است [١]، زيرا كه مقرون به دعوى مُجازات منعم است و اين اسائه ادب به شمار مىرود، ولى اين مقارنت از براى غير اولياست؛ خصوصاً كمّل از آنها كه جامع حضرات و حافظ مقام كثرت و وحدت هستند؛ و لهذا شيخ عارف، خواجه انصارى، با آنكه گفته است: شكر از مقامات عامه است فرموده:
وَالدَّرَجَةُ الثّالِثَةُ أَنْ لا يَشْهَدَ الْعَبْدُ إلَّاالْمُنْعِمَ. فَإذا شَهِدَ الْمُنْعِمَ عُبودَةً، اسْتَعْظَمَ مِنْهُ النِّعْمَةَ؛ وَإذا شَهِدَهُ حُبّاً، اسْتَحْلى مِنْهُ الشِّدَّةَ؛ وَإذا شَهِدَهُ تَفْريداً، لَمْ يَشْهَدْ مِنْهُ نِعْمَةً وَلا شِدَّةً [٢].
«درجه سيم از شكر آن است كه بنده مشاهده نكند مگر جمال منعم را و مستغرق شهود جمال او شود. و از براى آن سه مقام است: اوّل آنكه مشاهده كند او را، مشاهده بنده ذليل مولاى خود را. و در اين حال از خود غافل و مستغرق ادب حضور است و براى خود قدرى قائل نيست. و وقتى [خود را] حقير شمرد، نعمتى اگر به او عنايت شود عظيم شمارد و خود را در جنب او حقير داند و لايق آن نداند. و دوم، مشاهده اوست، شهودِ دوستْ دوست را. و در اين حال مستغرق جمال محبوب شود، و هر چه از او بيند محبوب باشد و لذت از آن برد، گرچه شدت و زحمت باشد. سيّم، مشاهده اوست تفريداً بىتعينات اسمائى؛ بلكه مشاهده نفس ذات كند. و در اين حال از خود و غير خود غافل شود و جز ذات حق مشهود او نيست- نه نعمتى بيند و نه شدتى مشاهده كند».
پس، معلوم شد كه اوايل مقامات در هر يك از مقامات سالكين از سبل عامه است و در آخر مقامات مخصوص به خُلّص بلكه كمّل است.
[١] منازل السائرين، ص ٧٢، باب الشكر؛ شرح منازل السائرين، كاشانى، ص ٢١٣.
[٢] منازل السائرين، ص ٧٣، باب الشكر.