موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣ - فصل در اشاره به بعضى قواى باطنيه است
ما را به آن احتياجى نيست. و آنچه لازم است در اين مقام تنبّه دهم آن است كه اين سه قوّه سرچشمه تمام ملكات حسنه و سيّئه و منشأ تمام صور غيبيه ملكوتيه است.
و تفصيل اين اجمال آنكه انسان همينطور كه در اين دنيا يك صورت مُلكى دنياوى دارد، كه خداوند- تبارك و تعالى- آن را در كمال حسن و نيكويى و تركيب بديع خلق فرموده كه عقول تمام فلاسفه و بزرگان در آن متحيّر است و علم معرفة الاعضاء و تشريح تاكنون نتوانسته است معرفت درستى به حال آن پيدا كند و خداوند انسان را از بين مخلوقات امتياز داده به حسن تركيب و جمال نيكو منظر، كذلك از براى او يك صورت و شكل ملكوتى غيبى است، كه آن صورت تابع ملكات نفس و خُلق باطن است در عالم بعد از موت، چه برزخ باشد يا قيامت. انسان اگر خُلق باطن و ملكه و سريرهاش انسانى باشد، صورت ملكوتى او نيز صورت انسانى است. ولى اگر ملكاتش غير ملكات انسانى باشد، صورتش انسانى نيست و تابع آن سريره و ملكه است. مثلًا اگر ملكه شهوت و بهيميت بر باطن او غلبه كند و حُكم مملكت باطن، حكم بهيمه شود، انسان صورتِ ملكوتيش صورت يكى از بهائم است مناسب با آن خُلق. و اگر ملكه غضب و سبعيّت بر باطن و سريرهاش غلبه كند و حكم مملكت باطن و سريره حُكم سبع شود، صورت غيبيه ملكوتيه صورت يكى از سباع است. و اگر وهم و شيطنت ملكه شد و باطن و سريرهاش داراى ملكات شيطانيه شد، از قبيل خدعه، تقلب، نميمه، غيبت، صورت غيب و ملكوتش صورت يكى از شياطين است به مناسبت آن. و گاهى ممكن است به طريق تركيب، دو ملكه يا چند ملكه منشأ صورت ملكوتى شود. آن وقت به شكل هيچيك از حيوانات نمىشود، بلكه صورت غريبى پيدا مىكند كه هيچ آن صورت مدهش و موحش بدتركيب در اين عالم سابقه ندارد. از پيغمبر خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- نقل شده كه بعضى مردم در قيامت محشور مىشوند به صورتهايى كه نيكوست پيش آنها ميمون [ها] و انترها [١]. بلكه ممكن است از براى يك نفر در آن عالَم چند
[١] «يُحْشَرُ بَعْضُ النَّاسِ عَلى صُوَرٍ يَحْسُنُ عِنْدَها القِرَدَةُ وَالْخَنازيرُ». (تفسير القرآن الكريم، ابن عربي (تأويلات القرآن الكريم، ملا عبدالرزاق كاشانى)، ج ١، ص ٥٧؛ المبدأ و المعاد، ص ٣٢٧؛ علم اليقين، ج ٢، ص ٩٠١)