موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٦ - فصل سفر پر خطر آخرت و ضرورت زاد و راحله
آنها در چه حال بودند. علم آنها به بزرگى سفر و خطر آن، از آنها راحت را سلب كرده، و جهل ما نسيان در ما ايجاد كرده.
حضرت ختمى مرتبت به قدرى رياضت كشيد و قيام در مقابل حق كرد كه قدمهاى مباركش ورم كرد و از طرف ذات مقدّس حق جلّ جلاله آيه نازل شد: طه^ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى [١]. [٢]
جناب امير المؤمنين- عليه السلام- كه حالات و عبادات و خوفش از حق تعالى معلوم است [٣].
پس، بدانكه سفر خيلى پرخطر است، و اين نسيان و فراموشى كه در ما است از مكايد نفس و شيطان است، و اين اميدها و آمال طولانى و دراز از دامهاى بزرگ ابليس و از مكايد نفس است.
پس، از اين خواب برخيز و تيقظ و تنبه پيدا كن. بدانكه مسافرى و داراى مقصدى.
مقصد تو عالم ديگر است و تو را از اين عالم خواهى نخواهى مىبرند. اگر تهيه سفر و زاد و راحله آن را ديدى، در اين سفر درمانده نشوى و در اين سير بيچاره نشوى؛ و الّا فقير و بيچاره و بينوا گردى؛ و خواهى رفت به سوى شقاوتى كه سعادت ندارد، ذلتى كه عزت ندارد، فقرى كه غنا دنبالش نيست، عذابى كه راحت ندارد، آتشى كه خاموشى پيدا نكند، فشارى كه برطرف شدن ندارد، حزن و اندوهى كه خوشحالى در پى آن نيست، حسرت و ندامتى كه آخر ندارد.
اى عزيز ببين مولى در دعاى «كميل» در مناجات با خداى تعالى چه عرض مىكند:
«أنت تعلم ضعفي عن قليل من بلاء الدنيا و عقوباتها»
. تا آنكه مىگويد: «
وهذا ما لا تقوم له السماوات و الأرض» [٤]
.______________________________
(١)- طه (٢٠): ١- ٢.
(٢). ر. ك: صفحه ٣٩٠.
(٣)- ر. ك: بحار الأنوار، ج ٤١، ص ١١- ٢٤، باب عبادته وخوفه عليه السلام.
(٤)- «اى پروردگار من! تو خود ناتوانىام را از اندكى از گرفتارىهاى دنيا و كيفرهاى آن مىدانى ... و اين عذابى است كه آسمانها و زمين تاب آن نياوردند». (مصباح المتهجّد، ص ٥٨٦؛ إقبال الأعمال، ص ٢٢٢)