موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٠ - فصل در بيان بعض اقسام نفاق است
ائمه هدى- سلام اللَّه عليهم- در شأن علما و فقها. و اگر از اهل علوم عقليه هستيم، دعوى ايمان حقيقى برهانى و خود را صاحب علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين دانيم و ديگر مردم را ناقص العلم و الايمان شماريم، و آيات قرآنى و احاديث شريفه را در شأن خود فرو خوانيم. و اگر از اهل عرفان و تصوفيم، دعوى معارف و جذبه و محبت و فناء فى اللَّه و بقاء باللَّه و ولايت امر، و هر چه از اين مقوله الفاظ جالب در نظر آيد مىنماييم. و همينطور هر طايفهاى از ما به زبان قال و ظهور حالْ دعوى مرتبهاى از براى خود كند و نمايش حقيقتى از حقايق رايجه را دهد.
پس، اگر اين ظاهر با باطن موافق شد و اين علن با سرّ مطابق افتاد و در اين دعوى صادق و مصدَّق بود، هَنيئاً له و لأربابِ النَعيم نَعيمهم [١]. و الّا اگر مثل نويسنده روسياه زشت مشوّه الخلقه باشد، بداند كه از زمره منافقان و در سلك دورويان و دوزبانان است؛ و به علاج خود قيام كند و تا فرصت از دست نرفته براى حال بدبختى خود و روز ذلت و ظلمت خود فكرى نمايد.
اى عزيز مدعى اسلام، در حديث شريف كافى از حضرت رسول- صلّى اللَّه عليه و آله- منقول است: «
المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه» [٢]
. «مسلمان كسى است كه مسلمانان سالم باشند از دست و زبان او». چه شده است كه من و تو به هر اندازه كه قدرت داشته باشيم و دستمان برسد آزار زيردستان را روا مىداريم و از ايذا و ظلم به آنها مضايقه نداريم؛ و اگر با دست نتوانستيم آزارشان كنيم، با تيغ زبان در حضور آنها، و گرنه در غيابْ اشتغال به كشف اسرار و هتك استار آنها پيدا مىكنيم و به تهمت و غيبتشان مىپردازيم. پس، ما كه مسلمانان از دست و زبانمان سالم نيستند، دعوى اسلاميتمان مخالف با حقيقت و قلبمان مخالف با علنمان است؛ پس در زمره منافقان و دورويانيم.
[١] «بر او و دارندگان نعمت نعمتشان گوارا باد».
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٢٣٥، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب المؤمن و علاماته و صفاته»، حديث ١٩؛ وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ٢٧٨، «كتاب الحجّ»، «أبواب أحكام العشرة»، باب ١٥٢، حديث ١. (حديث مطابق نسخه وسائل است)