موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٩ - فصل در بيان بعض اقسام نفاق است
فصل در بيان بعض اقسام نفاق است
بدان اى عزيز، كه يكى از مراتب نفاق و دورويى و دوزبانى نفاق با خداوند متعال و دورويى كردن با مالك الملوك و ولىّالنعم است، كه ما در اين عالم مبتلاى به آن هستيم و از آن غافليم؛ و پردههاى ضخيم جهل و نادانى و حجابهاى ظلمانى خودخواهى و حبّ دنيا و نفس بهطورى آن را به ما مستور كرده كه بعيد است تا پس از كشف سراير و رفع حجب و كوچ كردن از عالم طبيعت و رخت بستن از دار غرور و نشئه غفلتانگيز تنبّه بر آن پيدا كنيم. اكنون به خواب غفلت فرو رفته و سكر طبيعت و مستى هواى و هوس ما را گرفته و تمام زشتىها و اخلاق و اعمال و اطوار فاسده را در نظر ما خوب و زيبا جلوه مىدهد. يك وقت هم كه از خواب بيدار شويم و از اين مستى و سرگرمى به خود آييم، كار از دست رفته و در زمره منافقان و دورو و دو زبانان محشور شده با دو زبان از آتش يا دو صورت مشوّه زشت محشور شويم؛ و هرچه فرياد كنيم: رَبِّ ارْجِعُونِ [١]، كَلّا جواب آيد.
و اين دورويى چنان است كه من و تو در تمام مدت عمر اظهار كلمه توحيد و دعوى اسلام و ايمان، بلكه محبت و محبوبيت، مىكنيم؛ هر كدام هر قدر اشتها داريم دعوى مىكنيم: اگر از عامه خلق و عوام هستيم، دعوى اسلام و ايمان يا زهد و خلوص كنيم و اگر از اهل علم و فقاهت هستيم دعوى كمال اخلاص و ولايت و خلافت رسول كنيم، و متشبّث مىشويم بهقول منقول از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه وآله: «
اللهم ارحم خلفائي» [٢]
و قول صاحب الأمر روحى له الفداء: «
إنهم حجتي» [٣]
، و ساير اقوال منقوله از
[١] «پروردگارا، مرا باز گردان». (المؤمنون (٢٣): ٩٩)
[٢]. «بار الها، جانشينان مرا مورد رحمت خويش قرار ده». (من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٠٢، حديث ٩١٥؛ وسائل الشيعة، ج ٢٧، ص ٩١، «كتاب القضاء»، «أبواب صفات القاضي» باب ٨، حديث ٥٠)
[٣] «همانا ايشان حجت من هستند». (كمال الدين، ص ٤٨٤، حديث ٤؛ وسائل الشيعة، ج ٢٧، ص ١٤٠، «كتاب القضاء»، «أبواب صفات القاضي»، باب ١١، حديث ٩)