موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٩ - فصل در بيان ريشه فسادهاى اخلاقى است
علىالاطلاقْ جميل علىالاطلاق است [١]. حكيم گويد: نظام عينى مطابق نظام علمى، خالى از نقص و شرور است؛ و شرور متوهّمه جزئيه براى رساندن موجودات به كمالات لايقه به خود است [٢]. و متكلّم و اهل شرايع گويند: حكيم افعالش از روى حكمت و صلاح است، و دست عقول جزئيه محدوده بشر از دامن ادراك مصالح [كامنه] در تقديرات الهيه كوتاه است [٣]. اين مطلب در لسان همه جريان دارد و هر كس به اندازه سعه علم و عقلش براى آن برهانى اقامه كرده؛ ولى چون از حدّ قيل و قال تجاوز نكرده و به مرتبه قلب و حال نرسيده، لسانهاى اعتراض باز است و هر كس حظّ ايمانى ندارد، به لسانى تكذيب قول و برهان خود كند. فسادهاى اخلاقى هم روى اين زمينه است؛ آن كس كه حسد مىورزد و زائل شدن نعمت غير را آرزو كند و كينه صاحب نعمت را در دل دارد، بداند كه ايمان ندارد كه حق تعالى از روى صلاح تام اين نعمت را نصيب او كرده و دست فهم ما از آن كوتاه است. و بداند كه ايمان ندارد به عدل خداى تعالى و قسمت را عادلانه نمىداند. تو در اصول عقايد مىگويى خداى تعالى عادل است، اين جز لفظ چيز ديگر نيست؛ ايمان به عدل با حسد منافى است. تو اگر او را عادل مىدانى، تقسيم او را هم عادلانه بدان. چنانچه در حديث شريف فرمود: «حق تعالى مىفرمايد:" حسود روبرگردان است از قسمتهايى كه بين بندگان كردهام، و غضبناك است از نعمتهاى من"». قلبْ فطرتاً در مقابل قسمت عادلانه خاضع است و از جور و اعتسافْ فطرتاً گريزان و متنفر است. از فطرتهاى الهيه، كه در كمون ذات بشر مخمّر است، حب عدل و خضوع در مقابل آن است، و بغض ظلم و عدم انقياد در پيش آن است؛ اگر خلاف آن را ديد، بداند در مقدمات نقصانى است. اگر ساخط از نعمت و معرض از قسمت شد، از آن است كه آن را عادلانه نمىداند؛ بلكه، نعوذ باللَّه، جائرانه مىداند؛ نه اينكه قسمت را عادلانه مىداند و از او معرض است و نقشه را مطابق نظام اتمّ و مصالح تامّه مىداند و
[١] شرح المنظومة، ج ٣، ص ٦١٠.
[٢] ر. ك: الشفاء، الإلهيات، ص ٤١٤؛ مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ٢، ص ٢٣٥؛ الحكمة المتعالية، ج ٧، ص ٥٥- ١٠٥.
[٣] ر. ك: كشف المراد، ص ٣٠، ٣٠٥ و ٣٠٦؛ گوهر مراد، ص ٣٢٣.