موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٩٠ - حديث سى و هفتم معرفت خدا و رسول و اولى الأمر
ذكر شد. و ديگر، در «معرفتْ» سابقه فراموشى و نسيان مأخوذ است؛ پس چيزى را كه ابتدائاً ادراك به آن متعلق شد، گويند «علم» به او حاصل شد؛ و چيزى را كه معلوم بوده و نسيان شد و ثانياً مورد ادراك شد، گويند: «معرفتْ» به آن حاصل شد [١]. و عارف را از آن جهت «عارف» گويند كه متذكر اكوان سالفه و نشآت سابقه بر كَون مُلكى و نشئه طبيعى خود شود. و بعضى از اهل سلوك مدعى تذكر عالَم «ذَرّ» هستند، و گويند: اگر حجاب طبيعت كه موجب اين غفلت و نسيان است از پيش چشم سالك برداشته شد، متذكر عوالم سابقه مىشود [٢].
و بعض از اهل ذوق مىگفت: حقيقت معراج معنوى و روحانى تذكر ايام سلف است.
ما وقتى كه به قهقرا متوجه احوال سابقه خود شويم، به اختلاف اشخاص، هر كس تا وقتى از اوقات زندگانى خود را به ياد مىآورد و متذكر مىشود: يكى تا هفت سالگى، يكى تا پنج يا سه سالگى؛ و كمتر از اين نادر است كه كسى متذكر شود؛ از شيخ الرئيس نقل كنند كه مدعى آن بوده كه اوّل زمان تولدش را به خاطر داشته! مىگفت: ممكن است از اين بيشتر متذكر شد؛ مثلًا متذكر ايامىشود كه در رحم مادر يا در صلب پدر بوده، و همينطور جميع تطوراتى كه در مُلك نموده متذكر شود، تا به قهقرا متذكر شود اكوان عالم [تا] ملكوت اعلى و جبروت را تا جبروت اعلى، تا آنكه منتهى شود به تذكر از نشئه علم ربوبى، و اين تذكر حقيقت معراج است و غايت عروج روحانى است [٣]، انتهى بيانه.
و اين مطلب خود اگر فى نفسه صحيح باشد، ولى حقيقت معراج عبارت از اين رجوع قهقرايى بودن در مشرب رحيق عرفان درست نيايد و در مسلك اصحاب قلوب صحيح ننمايد.
بلكه حقيقت معراج روحانى عبارت است از حركت معنويه انعطافيه كه با آن تتميم
[١] ر. ك: مجمع البحرين، ج ٥، ص ٩٦، ماده «عرف»؛ التفسير الكبير، ج ٢، ص ٢٠٥؛ شرح اصول الكافي، صدر المتألّهين، ج ١، ص ٤٧٣.
[٢] التفسير الكبير، ج ٢، ص ٢٠٥؛ شرح اصول الكافي، صدر المتألّهين، ج ١، ص ٤٧٣.
[٣] ر. ك: تقريرات فلسفه، امام خمينى قدس سره، ج ٣، ص ١١٦.