موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٩ - حديث بيست و سوم اصناف جويندگان علم
مقام، كه اين احتمال كه متعين و واضح است هيچيك از آنها نيست، و آنها نيز به غايت بعيد است؛ مثل اينكه فرمودند: «بِأَعْيانِهِمْ أَي، بِخَواصِّهِمْ وَأَفْعالِهِمْ الْمَخْصوصَةِ بِهِمْ، أَوْ بِالشّاهِدِ وَالْحاضِرِ مِنْ أَفْعالِهِمْ». پس از آن فرمايند: «وَقيلَ: بِأَعيانِهِمْ أيْ، أَقْسامِهِمْ وَمَفهُوماتِ أَصْنافِهِم. وَقيلَ: الْمُرادُ بِأَعْيانِهِمْ مَناظِرُهُمْ مِنْ هَيئَتِهِمْ وَأَوْضاعِهِمْ كَالتَسَرْ بُلِ بِالْخُشوعِ» [١]. و ديگر احتمالات بعيده.
قَوْلُهُ:
«وصفاتاهم»
مقصود از اوصاف، آن حالاتى است كه تابع مَلَكات و مقاصد اين سه صنف است، مثل موذى بودن و مراء نمودن و غير آن. پس، به اين اوصاف معرفى حال آنان گردد و آنها باعيانهم شناخته شوند.
و
«جهل»
خلاف علم است. و در اين مقام شايد مراد تعميه و اخفاء حق باشد، يا تجاهل و عدم قبول حق باشد. و ما پس از اين، بيان اين مطلب را بيش از اين مىنماييم. و مجلسى فرموده «الجَهْلُ السَّفاهَةُ وَتَرْكُ الْحِلْمِ. وَقيلَ: ضِدُّ الْعَقْلِ» [٢].
و
«مراء»
جدال در آرا و كلام است. و از همين مادّه است «جَدَل» كه يكى از صناعات خَمْس مُعَنْوَنه در منطق است. يُقالُ: مارَيْتُ الرَّجُلَ أُماريهِ مِراءً، إِذَا جادَلْتَهُ. چنانچه در صحاح جوهرى است [٣]. و اين كلام گرچه مطلق است، ولى مقصود على الظاهر همين است كه ذكر شد. و در اين مقام احتمال ديگرى است كه ما پس از اين به آن اشاره در يكى از فصول آتيه [مىكنيم] [٤].
و
«استطالة»
طلب بلندى و ارجمندى است.
[١] «بأعيانهم، يعنى با اوصاف و آثار مخصوص بدانها؛ يا با شؤون حاضر و قابل مشاهده آنان و گفته شده: «بأعيانِهم» يعنى آنها و آنچه از صنفهاشان دانسته شده است. و گفته شده: مراد از «أعيانهم» آن چيزهايى است كه در شكل و اوضاع ظاهرى آنها مشاهده مىشود. مانند فروتنى كه چون پيراهنى به تن كرده باشند. (بدان تظاهر كنند)». (مرآة العقول، ج ١، ص ١٥٩)
[٢] «جهل بىخردى و ترك بردبارى است. و گفتهاند: آن چيزى است مقابل عقل». (مرآة العقول، ج ١، ص ١٦٠)
[٣] الصحاح، ج ٦، ص ٢٤٩١، كلمه «مِرا».
[٤] ر. ك: صفحه ٤٢٠- ٤٢١.