موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٨ - فصل در بيان اخلاص بعد از عمل است
انسان و شاكله آن را تشكيل دهد.
كسى كه داراى حب جاه و رياست است و اين حب ملكه نفسانيّه و شاكله روح او شده است، غايت آمال او رسيدن به آن مطلوب است، و افعال صادره از او تابع آن غايت است و داعى و محرك او همان مطلوب نفسانى است و اعمال او براى وصول به آن مطلوب از او صادر گردد. مادامى كه اين حب در قلب اوست، عمل او خالص نتواند شد.
و كسى كه حب نفس و خودخواهى ملكه و شاكله نفس اوست، غايت مقصد و نهايت مطلوب او رسيدن به ملايمات نفسانيه است و محرك و داعى او در اعمال همين غايت است؛ چه اعمال او براى وصول به مطلوبات دنيويه باشد، يا مطلوبات اخرويه از قبيل حور و قصور و جنّات و نعم آن نشئه. بلكه مادامى كه انانيت و خودخواهى و خودبينى در كار است، اگر براى تحصيل معارف و كمالات روحيه نيز اقدامى كند يا قدمى زند، براى خود و نفسانيت خويش است؛ و آن نيز خودخواهى است نه خداخواهى. و معلوم است خودخواهى و خداخواهى با هم جمع نشود. بلكه اگر خدا را خواهد، براى خود خواهد و غايت مقصد و نهايت مطلوبْ خود و نفسانيت است.
پس، معلوم شد كه تخليص نيت از مطلق شرك كار بسيار بزرگى است كه از هر كس نيايد، و كمال و نقص اعمال تابع كمال و نقص نيّات است، زيرا كه نيّت صورت فعليه و جنبه ملكوتيه عمل است، چنانچه اشاره به آن نموديم. و در حديث شريف اشاره به همين مطالب مىنمايد آنجا كه فرمايد: «
والنية أفضل من العمل. ألا، وإن النية هي العمل»
. «نيت از عمل افضل است، بلكه نيتْ تمام حقيقت عمل است». و اين مبنى بر مبالغه نيست، چنانچه بعضى احتمال دادهاند [١]، بلكه مبنى بر حقيقت است؛ زيرا نيتْ صورت كامله عمل و فصل محصِّل او است، و صحت و فساد و كمال و نقص اعمال به آن است. چنانچه عملِ واحد به واسطه نيت گاهى تعظيم و گاهى توهين است؛ و گاهى تامّ و گاهى ناقص است؛ و گاهى از سنخ ملكوتِ اعلى و صورت بهيّه جميله دارد، و گاهى از ملكوت اسفل و صورت موحشه مدهشه دارد.
[١] ر. ك: مرآة العقول، ج ٧، ص ٨٥؛ شرح اصول الكافي، ملّا صالح مازندرانى، ج ٨، ص ٥٣.