موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٧ - تتميم در بيان تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق
فرق بين فقه و اخبار راجعه به فقه در اصطلاحات و اجمال و تفصيل است، نه در معنا.
ليكن مصيبت در آن است كه در لباس اهل علم بعضى از جاهلان پيدا شده در قرون اخيره كه نديده و نسنجيده و از كتاب و سنّت عارى و برى بوده، مجرد جهل خود را دليل بطلان علم به مبدأ و معاد دانسته، براى رواج بازار خود نظر در معارف را، كه غايت مقصد انبيا و اوليا- سلام اللَّه عليهم- است و سر تا پاى كتاب خدا و اخبار اهل بيت- سلام اللَّه عليهم- مشحون از آن است، حرام شمرده و هر ناسزايى و تهمتى را از اهل آن دريغ ندانسته و قلوب بندگان خدا را از علم به مبدأ و معاد منصرف كرده و اسباب تفرقه كلمه و شتات جمعيت مسلمين گرديده؛ و از او اگر سؤال شود كه اين همه تكفير و تفسيق براى چيست، متشبّث شود به حديث «
لا تتفكروا في ذات الله» [١]
. اين بيچاره جاهل از دو جهت در اشتباه و جهالت است: يكى آنكه گمان كرده حكماء تفكر در ذات مىكنند، با آنكه آنها تفكر در ذات را و اكتناه آنرا ممتنع مىدانند؛ و اين خود يكى از مسائل مبرهنه آن علم است. و ديگر آنكه معنى حديث را ندانسته، گمان كرده مطلقاً راجع به ذات مقدس نبايد اسمى برده شود.
ما اكنون بعضى از روايات را مىنگاريم، و جمع بين آنها- آنچه به نظر قاصر خويش رسد- مىكنيم و حَكَم را انصاف قرار مىدهيم. گرچه اين از شرح حديث و قرارداد ما قدرى خارج است، ولى براى رفع شبهه و ابطال باطل شايد ضرور باشد.
كافى بِإسْنادِهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَر عليه السلام: «
تكلموا في خلق الله و لا تتكلموا في الله، فإن الكلام في الله لا يزداد صاحبه إلا تحيرا» [٢]
. و اين حديث شريف خود دلالت دارد بر آنكه مقصود از تكلم [تكلم] در اكتناه ذات و كيفيت آن است به مناسبت تعليل آن؛ و الّا تكلم در اثبات ذات و ساير كمالات و توحيد و تنزيه آن موجب تحير نگردد. و مىشود كه نهى باشد از كسانى كه تكلم در اين مقامات هم براى آنها اسباب
[١] الفتوحات المكّية، ج ٢، ص ٦١٩؛ إحياء علوم الدين، ج ٤، ص ٦٣١؛ المحجّة البيضاء، ج ٨، ص ٢١٢.
[٢] «كافى با سند خود از ابوبصير روايت مىكند كه گفت: امام باقر عليه السلام فرمود:" از آفريدههاى خداوند سخنبگوييد و از ذات خدا سخن مگوييد، زيرا سخن از ذات خدا مايه سرگردانى بيشتر گوينده است"». (الكافي، ج ١، ص ٩٢، «كتاب التوحيد»، «باب النهي عن الكلام في الكيفية»، حديث ١)