موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٥ - فصل در سبب اصلى تكبر است
از اين، علت آنكه اين اشخاص عملشان خلاف علمشان است بيان مىنماييم [١]، در علماى ساير علوم، از قبيل طب و رياضى و طبيعى، و همينطور صاحبان صنعت دقيق، مثل برق و مكانيك و غير آن، نيز تكبرفروشى بسيار پيدا مىشود. ساير علوم را هر چه باشد چيزى ندانند و به اهل آن با نظر تحقير نگاه كنند و هر يك گمان كنند كه علم آن است كه پيش اوست و در ظاهر و قلب به مردم كبريايى كنند، با آنكه علم آنها اين اقتضا را ندارد.
اما غير اهل علم، بعضى از اهل مناسك و عبادت نيز بسيار به مردم تكبر كنند و آنها را حقير شمارند و تحقير كنند؛ ساير مردم را، حتى علما را، اهل نجات ندانند؛ هر وقت از علم سخنى پيش آيد، گويند: علم بىعمل چه فايده دارد؟ عمده عمل است؛ و به عملى كه خود اشتغال دارند خيلى اهميت مىدهند، و به همه طبقات از روى كبر و عُجب نظر كنند؛ با اينكه اگر اهل عبادت حقيقى و اخلاص باشد بايد عملش او را اصلاح كند. نماز از منكر و فحشا نهى مىنمايد و معراج مؤمن است، اين پنجاه سال نمازخوان و مواظب اعمال واجبه و مستحبه، به رذيله كبر كه الحاد است، و عُجب كه از فحشاء و منكر بزرگتر است، متصف شده و به شيطان و خُلق او نزديك گرديده! نمازى كه از فحشا نهى نكند و نگاهدار قلب نباشد، بلكه به واسطه كثرت آن قلب ضايع گردد، نماز نيست.
نمازى كه وقتى خيلى مواظبت كردى از او، تو را به شيطان و خاصه او، كه كبر است، نزديك كند نماز نيست؛ نه آنكه نماز اين اقتضا را دارد. اينها كبر حاصل از علم و عمل.
و اما آنچه از غير اينها حاصل شود نيز برگشت كند به رؤيت يك نحو كمال در خود و غير را فاقد آن ديدن. مثلًا كسى كه داراى نسب و حسب است، بر فاقد آن تكبر كند گاهى. و كسى كه داراى جمال و زيبايى است، بر فاقد آن يا طالب آن تكبر نمايد. يا مثلًا داراى اتباع و انصار و قبيله و تلاميذ و غير آن، بر فاقد آن تكبر فروشد. پس رويهم رفته، سبب كبْر رؤيت كمال متوهّم است و بهجت به آن و عجب به آن، و فاقدْ ديدن غير است از آن. حتى صاحبان اخلاق فاسده و اعمال قبيحه نيز گاهى به غير خود كبر كنند،
[١] ر. ك: صفحه ١٠٣.