موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٤ - فصل در سبب اصلى تكبر است
تكبّر با مردم رفتار كند، و بدبين به علما و فقها و تابعين آنها گردد، و به حكما و علما طعنها زند و غير خود و سرسپردگان به خود را اهل هلاك داند، و چون دستش از علوم تهى است علوم را خار طريق خواند و اهل آن را شيطان راه سالك شمارد؛ با آنكه آنچه در مقام دعوى مقام خود گويد اقتضاى خلاف اينها نمايد؛ و هادى خلايق و مرشد گمراهان بايد خود از مهلكات و موبقات مبرّا باشد، و از دنيا گذشته و محو جمال حق شده، بايد به بندگان خدا تكبر نكند و بدبين به آنها نباشد.
و در فقها و علماى فقه و حديث و طلاب آن نيز گاهى كسى پيدا شود كه مردم ديگر را حقير شمارد و به آنها تكبر فروشى كند و خود را مستحق همه طور اكرام و اعظام داند، و لازم داند كه همه مردم اطاعت امر او كنند و هر چه گويد چون و چرا نكنند؛ خود را لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ [١] انگارد؛ و جز خود و چند نفر معدودى مثل خود را اهل بهشت نداند؛ و اسم هر طايفهاى از هر علمىدر ميان آيد، به آن طعن زند و جز علم خود را، كه از آن نيز بهره كافى ندارد، ساير علوم را نديده و نسنجيده طرد كند و اسباب هلاك داند، و علما و ساير علوم را از روى جهل و نادانى طرد كند و چنين ارائه دهد كه ديانتش موجب شده كه اينها را تحقير و توهين كند، با آنكه علم و ديانت مبرا از اين اطوار و اخلاقاند. «قول به غير علم» را شريعت مطهره حرام كرده [٢] و حرمت مسلم را واجب دانسته [٣]، اين بيچاره بىخبر از ديانت و علم خلاف قول خدا و رسول كرده و آن را به صورت دين درآورده، با آنكه سيره سلف و خلف از علماى بزرگ غير از اين بوده.
اين حال علوم شرعيه كه هر يك اقتضا دارد كه علماى آن متصف به تواضع باشند و ريشه تكبر را از قلوب قلع كنند. هيچ علمىتكبر نياورد و با تواضع مخالف نيست. پس
[١] «خدا از آنچه مىكند بازخواست نخواهد شد، ولى آنان بازخواست خواهند شد». (الأنبياء (٢١): ٢٣)
[٢] ر. ك: المكاسب المحرّمة، امام خمينى قدس سره، ج ٢، ص ٨٤.
[٣] ر. ك: الكافي، ج ٢، ص ٣٥٠، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب من أذى المسلمين واحتقرهم»؛ وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ٢٦٥، «كتاب الحجّ»، «باب تحريم إهانة المؤمن وخذلانه»؛ بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ١٤٢، باب ٥٦.