موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٠٨ - حديث سى و نهم خير و شرّ
شرح: قوله:
«إله»
ألَهَ- به فتح همزه و لام- إلاهَةً، به معناى عَبَدَ عِبادَةً مىباشد. و «إله» فِعال به معناى مفعول است؛ مثل امام به معناى مَنْ يُؤتَمُّ بِهِ [١]. و «إله» اصل «اللَّه» است، و پس از دخول الف و لام «همزه» را تخفيفاً حذف كردند. و بعضى گفتهاند: الف و لام عوض از همزه است [٢]. و هر يك از اين دو قول را حجتى است ادبى كه ذكر آن لزوم ندارد. و در لسان اهل اللَّه «الهيّت» و «الوهيّت» را غالباً به مقام تجلى به فعل و به مقام فيض مقدس اطلاق كنند؛ و «اللَّه» را، كه اسم جلاله است، غالباً به مقام ذات مستجمع صفات اطلاق نمايند [٣]. و گاه شود كه به عكس استعمال نمايند. و در اين حديث شريف احتمال مىرود كه به معناى لغوى عرفى مستعمل باشد؛ يعنى: من معبودم و غير من معبودى نيست. و اگر به اين معنا باشد، معنى قصر عبوديت يا مبتنى بر آن است كه ديگرى مستحق آن نيست، گرچه به حسب غلط و خطاى مردم معبود واقع شود. يا آنكه مبتنى بر قول اصحاب قلوب و ارباب معرفت است كه عبادت در هر مظهرى عبادت كامل مطلق است و انسان به حسب فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها [٤] طالب جميل على الاطلاق است، گرچه خود محجوب از اين فطرت است و خود را دلبسته به متعين و تعين گمان مىكند [٥].
و شايد به حسب مناسبت با ذيل حديث كه خير و شرّ را به خود نسبت داده مقصود از «إله» همان مقام الوهيّت باشد. و اين اشاره به توحيد افعالى، كه در لسان حكماى عظام از آن تعبير شده است به قولهم: لا مُؤَثِّرَ فِي الْوُجودِ إلّااللَّه، باشد؛ چنانچه پس از اين اشاره به اين مطلب مىشود [٦] ان شاء اللَّه.
قوله: «
الخير»
؛ محقق محدّثين، مجلسى- رحمه اللَّه- در ذيل اين حديث شريف
[١] «كسى كه از او پيروى مىشود».
[٢] ر. ك: الصحاح، ج ٦، ص ٢٢٢٣؛ مجمع البيان، ج ١، ص ٩٠.
[٣] ر. ك: شرح فصوص الحكم، قيصرى، ص ٢٢، ٦١ و ٦٥؛ التعريفات، ص ١٠- ١١ و ١٥.
[٤] الروم (٣٠): ٣٠.
[٥] الفتوحات المكّية، ج ١، ص ٣٢٨، ٣٦٦ و ٤٠٥؛ شرح فصوص الحكم، قيصرى، ص ٥٢٤، ٩٠٢ و ١٠٩٦.
[٦] ر. ك: صفحه ٧١٠.