موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٠١ - فصل در بيان مراد از عدم توصيف حق
نيست چنانچه بعضى از محدثين جليل فرمودند [١]، زيرا كه در اين حديث امر فرمود به نفى تعطيل و تشبيه- چنانچه در بعض روايات ديگر [٢]- و اين خود بىتفكر در صفات و علم كامل به آنها صورت نگيرد. بلكه مقصود آن جناب آن است كه توصيف ننمايند به آنچه لايق ذات مقدس حق تعالى نيست؛ مثل اثبات صورت و تخطيط و غير آن از صفات مخلوق كه ملازم با امكان و نقص است- تعالى اللَّه عنه-.
و اما توصيف حق تعالى به آنچه لايق ذات مقدس است، كه آن در علوم عاليه ميزان صحيح برهانى دارد، پس آن امر مطلوبى است كه كتاب خدا و سنت رسول- صلّى اللَّه عليه و آله- و احاديث اهل بيت از آن مشحون است [٣]؛ و خود حضرت نيز در اين حديث شريف اشاره به ميزان صحيح برهانى به طريق اجمال فرموده است، و بحث در اطراف آن اكنون از مقصد ما خارج است. و اينكه جناب صادق- عليه السلام- فرمودند [در] توصيف حق از كتاب خدا خارج مشو، دستورى است براى كسانى كه ميزان در صفات را نمىدانند؛ نه آنكه توصيف به غير صفاتى كه در كتاب خداست جايز [نيست]؛ و لهذا خود آن سرور با آنكه اين دستور را به طرف دادهاند، معذلك توصيف فرمودند حق را به دو صفت و اسمى كه در كتاب خدا- به حسب آنچه در نظر است- نيست؛ و آن «ثابت» و «موجود» است.
آرى، اگر كسى با عقل ناقص مشوب به اوهام، بىاستناره به نور معرفت و تأييد غيبى الهى، بخواهد حق را وصف كند به صفتى، ناچار يا در ضلالت تعطيل و بطلان واقع شود؛ و يا در هلاكت تشبيه واقع شود. پس، بر امثال ما اشخاص كه قلوب آنها را حجابهاى غليظ جهل و خودپسندى و عادات و اخلاق ناهنجار فرو گرفته لازم است كه دست تصرف به عالم غيب دراز نكنند و از پيش خود خدايانى نتراشند، كه هر چه به
[١] مرآةالعقول، ج ١، ص ٣٤٦؛ بحار الأنوار، ج ٣، ص ٢٦٥.
[٢] الكافي، ج ١، ص ٨٢، «كتاب التوحيد»، «باب إطلاق القول بأنّه شيء»، حديث ٢، ٦ و ٧؛ التوحيد، صدوق، ص ٨١، حديث ٣٧، وص ١٠٤، حديث ١ و ٧، و ص ٢٤٧، حديث ١.
[٣] ر. ك: الكافي، ج ١، ص ٩١، «باب النسبة»، و ص ١٠٧، «باب صفات الذات»؛ التوحيد، صدوق، ص ١٣٩، «باب صفات الذات وصفات الأفعال».