موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٨ - فصل ذكر اخبارى در دورى ائمه- عليهم السلام- از وسواس
و از شؤون وسوسه، كه ابتلاى به آن زيادتر است، وسوسه در قرائت است كه به واسطه تكرار آن و تغليظ در اداى حروف آن گاهى از قواعد تجويديه خارج مىشود؛ بلكه صورت كلمه به كلى تغيير مىكند! مثلًا «ضالّين» را بهطورى ادا مىكند كه به قاف شبيه مىشود! و حاء «رحمن و رحيم» و غير آنها را بهطورى در حلق مىپيچد كه توليد صوت عجيبى مىكند! و بين حروف يك كلمه را منفصل مىنمايد بهطورى كه هيئت و ماده كلمه به كلى به هم مىخورد و از صورت اصلى خود منسلخ مىشود. بالاخره نمازى كه معراج مؤمنين و مقرِّب متقين و عمود دين است از جميع شؤون معنويه و اسرار الهيه آن غفلت شده و به تجويد كلمات آن پرداخته، و در عين حال از تجويد كلمات سر به فساد آنها درآورده بهطورى كه به حسب ظاهر شرع نيز مُجزى نخواهد بود.
آيا با اين وصف اينها از وساوس شيطان است، يا از فيوضات رحمن كه شامل حال وسواسى مقدسنما شده است؟
اين همه اخبار درباره حضور قلب و اقبال آن در عبادات وارد شده، بيچاره چيزى را كه از حضور قلب علماً و عملًا فهميده است همان وسوسه در نيّت و كشيدن مَدّ وَ لَا الضَّالِّينَ را بيش از اندازه مقرره و كج نمودن چشم و دهان و غير آن را در وقت اداى كلمات [است]! آيا اينها مصيبت نيست كه انسان از حضور قلب و معالجه تشويش خاطر سالهاى سال غافل باشد و اصلًا در صدد اصلاح آن نباشد و آن را شأنى از شؤون عبادت نداند و طريق تحصيل آن را از علماى قلوب ياد نگيرد و آن را عمل نكند، و به اين اباطيل، كه به نصّ كتاب كريم از خنّاس لعين [١] و به نصّ صادقين- عليهم السلام- از عمل شيطان است [٢] و به فتواى فقها عمل به واسطه آن باطل است، بپردازد، سهل است، آنها را از شؤون قدس و طهارت به شمار آورد؟!
و گاهى مىشود كه وسوسه در انسان پيدا مىشود يا زياد مىشود به واسطه آنكه
[١] الناس (١١٤): ٤- ٥.
[٢] ر. ك: صفحه ٤٤١.