موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٦ - فصل بيان شمّهاى از مفاسد مراء
مركبه و حجب ملكوتيه است. و اين دو طايفه كه حضرت صادق- عليه السلام- در اين حديث شريف، كه ما به شرح آن پرداختيم، ذكر فرمودند در اين مقصد كه ذكر شد شركت دارند، زيرا كه اصحاب مراء و جدال و همينطور اصحاب استطاله و خَتل هر دو اصحاب جهالات و ارباب ضلالات هستند. و از اين جهت آن جهل را كه آن بزرگوار [از] علائم طايفه اولى قرار داده است توان گفت غير از اين معنى متعارف است؛ بلكه يا مقصود از آن تعميه امور و القاى مردم در جهالت است؛ يا مقصود از جهلْ تجاهل و عدم قبول حق است؛ چنانچه اين هر دو از خواص اصحاب مراء و جدال است. آنها امور حقه و حقايق رايجه را انكار كنند و جهل ورزند براى پيشرفت حرف خود و گرمى بازار باطل و رواج متاع كاسد خويش.
و اينكه حضرت مردم را سه طايفه قرار دادند- با آنكه با يك تقسيم بيش از دو طايفه نيستند و آن تقسيم اوّلى كلى داير بين نفى و اثبات است، و به يك اعتبار و تقسيم از سه طايفه بيشترند- توان گفت براى آن است كه خواستند دو طايفه عظيمه و دو نوع بزرگ را كه بيشتر اصحاب جهالات و ضلالات به آن دو رجوع كنند ذكر فرمايند؛ و لهذا در روايت ديگر آنها را دو طايفه قرار دادند.
كافى بِإسْنادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّه- عليه السلام- قَالَ: «
مَنْ أَرَادَ الْحَدِيثَ لِمَنْفَعَةِ الدُّنْيَا، لَمْ يَكُنْ لَهُ فِي الآخِرَةِ نَصِيبٌ، وَمَنْ أَرَادَ بِهِ خَيْرَ الآخِرَةِ، أَعْطَاهُ اللَّهُ خَيْرَ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ» [١].
فرمود «كسى كه اراده نمايد حديث را براى منفعت دنيا، از براى او در آخرت بهرهاى نيست، و كسى كه اراده كند به آن آخرت را، عطا فرمايد خدا به او خير دنيا و آخرت را».
فصل بيان شمّهاى از مفاسد مراء
] ما پيشتر ذكر مفاسد مراء و جدال را در ضمن يكى از احاديث شريفه كرديم [٢]؛ و چون اينك نيز مناسب است به ذكر بعضى احاديث و بيان شمهاى از مفاسد آن
[١] الكافي، ج ١، ص ٤٦، «كتاب فضل العلم»، «باب المستأكل بعلمه و المباهي به»، حديث ٢.
[٢] ر. ك: صفحه ٣٦.