موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٣ - فصل القاى علوم از مبادى عاليه غيبيه
و ما آنچه بيانكردنى و مناسب است در ضمن چند فصل به رشته تحرير در مىآوريم، وَعَلَى اللَّه التَّكْلانُ.
فصل القاى علوم از مبادى عاليه غيبيه
] بدانكه در محل خود مقرر است كه مقدمات قياس بالنسبة به نتايج، و ادله [و] براهين در هر علمى نسبت به مدلولات و مبرهنات، به منزله مُعِدّات هستند؛ نه آنكه استقلال تامّ دارند، و نه آنكه بىارتباط باشند يكسره با آنها [١]. و در اين مقام دو طايفه جبرى و تفويضى خلاف كردند و از طريق اعتدال به يك سو شدند؛ و هر يك به مقتضاى مذهب خود طرفى را اختيار كردند. آن يك گويد كه مقدمات مستقلند كه اگر سدّ باب عالم غيب و قبض افاضه عالم ملكوت گردد، انسان از نفس مقدمات علم به نتايج حاصل كند [٢]. و ديگرى گويد كه مقدمات به كلى بىارتباط به نتايج است. و عادةاللَّه جارى شده كه پس از مقدماتْ القاى نتايج در ذهن انسان كند؛ و مقدمات صورتاً مربوط به نتايج است و در حقيقت بىربط محض است [٣].
و هر يك از اين دو مذهب، چون مذهب هر يك از اين دو طايفه، پيش ارباب معارف حقّه و علوم حقيقيه باطل، و حق- وِفاقاً لِأهْلِه- آن است كه مقدمات ارتباط اعدادى دارند، و نفس را حاضر نمايند از براى القاى علوم از مبادى عاليه غيبيه در آن. و ما اكنون در صدد شرح اين مذهب و تزييف آن دو نيستيم، زيرا كه از مقصد ما خارج است، و ذكر آن تطفّلًا براى بيان مطلب ديگر است، و آن آن است كه:
پس از آنكه دانسته شد كه القاى علوم و معارف از عوالم غيبيه و تابع ارتباط نفوس است بدان، چنانچه در حديث است: «
ليس العلم بكثرة التعليم، بل هو نور يقذفه
[الله
] في
[١] ر. ك: كشف المراد، ص ٢٤٠؛ الحكمة المتعالية، ج ٢، ص ٣٥٩، و ج ٣، ص ٣٨٤؛ شرح المنظومة، ج ١، ص ٢٨٨.
[٢] ر. ك: المغني في أبواب التوحيد و العدل، قاضي عبدالجبّار المعتزلي، ج ١٢ (النظر و المعارف)، ص ٧٧.
[٣] ر. ك: شرح المواقف، ج ١، ص ٢٤١؛ شرح المقاصد، ج ١، ص ٢٣٦.