موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٨ - در اشاره به توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى
حيات ملكى دنيوى مشوب به مواد طبيعيه ميّته است و حيات آنها عَرَضِ زائل است، به خلاف حيات ذاتى ملكوتى كه در آنجا از براى نفوس استقلال حاصل شود. و آن دار دارِ حيات و لوازم حيات است؛ و ابدانِ مثالى برزخى قيام صدورى به نفوس دارند؛ چنانچه در محل لايق مقرر است. بالجمله، حيات ملكوتى- كه از آن تعبير به موت شود تا به سمع شنوندگان سنگين نيايد- متعلِّق جعل و خلقت، و در تحت قدرت ذات مقدس است.
در اشاره به توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى
و معنى «اختبار» و امتحان و كيفيت نسبت آنها را به حق تعالى- جلّ جلاله- پيش از اين در شرح بعضى احاديث مذكور داشتيم [١] بهطورى كه جهل بر ذات مقدس لازم نيايد، و محتاج به تكلفات و تأويلات نباشد. و اجمال آن را به طريق اشاره مذكور مىداريم. و آن اين است كه نفوس انسانيه در بدو فطرت و خلقت جز محض استعداد و نفس قابليت نيستند، و عارى از هر گونه فعليت در جانب شقاوت و سعادت هستند؛ و پس از وقوع در تحت تصرف حركات طبيعيه جوهريه و فعليه اختياريه، استعداداتْ متبدل به فعليت شده و تميزات حاصل مىگردد. پس، امتياز سعيد از شقى و غثّ از سمين به حيات مُلكى پيدا شود. و غايت خلقت حيات امتياز و اختبار نفوس است. پس، ترتب امتحان بر خلقْ معلوم شد. و اما خلق موت نيز دخيل در اين امتيازات هست، بلكه جزء اخير علت است؛ زيرا كه ميزان در فعلياتْ صور اخيره است كه انسان با آن صورت منتقل [شود]. و بالجمله، ميزانِ امتيازاتْ صور اخرويه ملكوتيه است، و حصول آنها به حركات جوهريه و اختياريه دنيويه ملكيه است. پس، ترتب امتحان و اختبار بر خلقت موت و حيات معلوم شد بدون جهل. و تفصيل در اين باب تا رفع اشكال بهكلى شود منوط است به بيان علم «ذاتى» قبل الايجاد و علم «فعلى» مع الايجاد. و آن از حوصله اين اوراق خارج است.
[١] ر. ك: حديث پانزدهم، ص ٢٦١.