موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤١ - فصل بزرگى گناه غيبت و تبعات آن
حسنات العبد» [١]
. «آتش سريعتر در سوزاندن و فانى كردن چيزِ خشك نيست از غيبت در افناى حسنات بنده».
وَ عَنِ النَّبيّ صلّى اللَّه عليه وآله: «
يؤتى بأحد يوم القيامة فيوقف بين يدي الرب عز و جل و يدافع إليه كتابه، فلا يرى حسناته فيه. فيقول: إلهي، ليس هذا كتابي لا أرى فيه حسناتي.
فيقال له: إن ربك لا يضل و لا ينسى، ذهب عملك باغتياب الناس. ثم، يؤتى بآخر و يدافع إليه كتابه، فيرى فيه طاعات كثيرة. فيقول: إلهي، ما هذا كتابي، فإني ما عملت هذه الطاعات.
فيقال له: إن فلانا اغتابك فدفع حسناته إليك ...» [٢]
إلى آخره.
«از رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- حديث شده كه آورده شود روز قيامت يك نفرى در پيشگاه حق، نگاه داشته شود و كتابش به او داده شود. پس حسنات خود را در آن نبيند. گويد:" خداوندا، اين كتاب من نيست! نمىبينم در اين حسنات خود را." به او گفته شود:" همانا پروردگار تو گمراه نيست و نسيان نكند؛ از بين رفت عمل تو به واسطه غيبت كردن از مردم." پس از آن، ديگرى آورده شود و داده شود به او كتابش.
پس در آن طاعتهاى بسيارى ببيند. بگويد:" بارالها، اين كتاب من نيست، زيرا كه من اين طاعات را نكردم!" گفته شود به او" فلانى غيبت تو كرده، پس داده شد حسنات او به تو"».
وَعَنِ النَّبيِّ، صلّى اللَّه عليه وآله: «
أدنى الكفر أن يسمع الرجل من أخيه كلمة فيحفظها عليه يريد أن يفضحه بها، اولئك لا خلاق لهم» [٣].
از پيغمبر- صلّى اللَّه عليه و آله- منقول است كه «اوّل مرتبه كفر آن است كه شخص بشنود از برادر خود كلمه [اى] را و حفظ كند آن را و بخواهد مفتضح كند او را به واسطه آن كلمه. براى چنين اشخاص نصيب و بهرهاى نيست».
[١] إحياء علوم الدين، ج ٣، ص ٢١٧؛ المصنّفات الأربعة، كشف الريبة، ص ٤٥.
[٢] جامع الأخبار، ص ٤١٢، حديث ١٠ (با كمى تفاوت)؛ المكاسب، ضمن تراث الشيخ الأعظم، ج ١، ص ٣١٧.
[٣] المصنّفات الأربعة، كشف الريبة، ص ٩١ (با كمى تفاوت)؛ المكاسب، ضمن تراث الشيخ الأعظم، ج ١، ص ٣١٨.