موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٤ - فصل در اركان توبه
فصل در اركان توبه
بدانكه از براى توبه كامله اركان و شرايطى است كه تا آنها محقق نشود، توبه صحيحه حاصل نشود. و ما به ذكر عمده آنها كه لازم است مىپردازيم.
يكى از آنها، كه ركن ركين اوست، ندامت و پشيمانى است از گناهان و تقصيرات گذشته؛ و ديگر، عزم بر برگشت ننمودن بر آن است هميشه. و اين دو در حقيقت محقق اصل حقيقت توبه و به منزله مقومات ذاتيه آن است. و عمده در اين باب تحصيل اين مقام و تحقق به اين حقيقت است. و آن، چنان صورت پذيرد كه انسان متذكرِ تأثير معاصى در روح و تبعات آن در عالم برزخ و قيامت بشود از وجه معقول و منقول.
چنانچه پيش اصحاب معرفت مبرهن [١] و در اخبار اهل بيت عصمت- عليهم السلام- وارد است [٢] كه از براى معاصى در عالم برزخ و قيامت صورتهايى است به مناسبت آنها، كه در آن عالم داراى حيات و اراده هستند و انسان را از روى شعور و اراده عذاب و آزار مىنمايند؛ چنانچه آتش جهنم نيز از روى شعور و اراده انسان را مىسوزاند، زيرا كه آن نشئه نشئه حيات است. پس، در آن عالم صورتهايى نتيجه اعمال حسنه يا قبيحه ماست كه با ما محشور مىگردد. و در احاديث شريفه و قرآن كريم تصريحاً و تلويحاً ذكر اين مطلب بسيار شده، و مطابق است با مسلك حكماى اشراق [٣] و ذوق و مشاهدات اهل سلوك و عرفان [٤]. و همينطور از براى هر معصيتى در روح اثرى حاصل شود، كه آن را در احاديث شريفه به «نقطه سوداء [٥]» تعبير فرمودند، و آن
[١] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٩، ص ٢٢٥ و ٢٩٠.
[٢] ر. ك: بحار الأنوار، ج ٨، ص ٧١- ٣٢٩، باب ٢٣- ٢٤؛ علم اليقين، ج ٢، ص ٨٦٩- ٨٩١.
[٣] ر. ك: مجموعه مصنّفات شيخ إشراق، ج ٢، ص ٢٢٩- ٢٣٥.
[٤] ر. ك: إحياء علوم الدين، ج ٤، ص ٧٢٢- ٧٢٧؛ الأربعون حديثاً، شيخ بهايى، ص ٤٨٥.
[٥] زرارة عن أبي جعفر عليه السلام قال [قال:] ما مِنْ عَبْدٍ إلّاوَفي قَلْبِهِ نُكْتَةٌ بَيْضاءُ؛ فإذا أذْنَبَ ذَنْباً، خَرَجَ فِي النُكْتَةِنُكْتَةٌ سَوْداءُ؛ فإنْ تَابَ، ذَهَبَ ذلِكَ السَّوادُ. وَإِنْ تَمادى في الذُّنُوبِ، زادَ ذلِكَ السّوادُ حتّى يُغطّي الْبَياضَ؛ فإذا تَغَطَّى الْبَياضُ، لَمْ يَرْجِعْ صاحِبُهُ إلى خَيْرٍ أبَداً ...»؛ «زراره از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:" هيچ بندهاى نيست مگر در دل او نقطه سفيدى است؛ و چون گناهى انجام دهد، نقطه سياهى در آن پيدا شود؛ سپس اگر توبه كند، آن سياهى از بين مىرود؛ و اگر به گناه ادامه دهد بر آن سياهى افزوده شود چندانكه سفيدى را بپوشاند؛ و چون سفيدى پوشيده بود، صاحب آن هرگز به نيكى و خوبى باز نمىگردد ...». (الكافي، ج ٢، ص ٢٧٣، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الذنوب»، حديث ٢٠)