ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٤ - *(زناشوئيهائى كه خداوند حلال كرده و آنچه را كه حرام كرده است) *
٧ پرسيدم: مردى با زنى ازدواج كرده و مهريّه او را بوستانى كه درآمد بسيار دارد قرار داده و چند سال گذشته و با وى عروسى ننموده و بعد او را طلاق داده حكم مهرش چيست؟ فرمود: نيمى از درآمد بوستان در اين مدّت و نيمى از قيمت بوستان را بزوجه دهد مگر اينكه زن خود ببخشد، و اگر نوعى صلح كنند و رضايت دهند به تقوى نزديكتر خواهد بود.
٤٤٩٢- اسحاق بن عمّار گويد: از موسى بن جعفر عليهما السّلام پرسيدم:
مردى زنى را براى خويش تزويج كرد و صداق او غلام خود و زوجه غلام كه كنيز وى بود قرار داد و هر دو را بتصرّف زن داد، و بعد زوجه غلام فوت شد و مرد هنوز با زن نزديكى نكرده او را طلاق داد، حكم مهريّه چيست؟ فرمود اگر در روز تزويج وى زن را، كنيز را تقويم كرده و قيمت را معلوم داشته، پس غلام را قيمت كند و بنگرد از مبلغ مهر چقدر باقى مانده زن آن مقدار را بزوج باز مىگرداند و شوهر نيم آنچه باو بازگشته بزوجه مطلقه خود باز مىدهد.
شرح: «ظاهر خبر آنست كه غلام از آن هر دو است و كنيز وفات يافته از مال هر دو».